Skip to main content
فهرست مقالات

اسلامی کردن علم اقتصاد: مفهوم و روش

مترجم:

نویسنده:

ISC (22 صفحه - از 145 تا 166)

کلیدواژه ها :

اقتصاد اسلامی ،مقولات ارزشی ،مقولات اقتصادی ،مقولات وصفی ،روش اقتصاد اسلامی

کلید واژه های ماشینی : اقتصاد، علم اقتصاد، اسلامی، علم، رابطه میان علم اقتصاد اسلامی، مقولات وصفی علم اقتصاد، مقولات، علم اقتصاد اسلامی، اجتماعی، فقه

آیا امکان دارد علم اقتصادی که بتوان آن را به صفت اسلامی وصف کرد، پدید آید و آیا این به معنای انکار وجود قوانین و سنت‌های اقتصادی جهانشمول و دربرگیرندة نظام‌های اجتماعی مختلف نیست؟ مقاله حاضر می‌کوشد به این دو سؤال، پاسخ‌های عمیق به صورت ذیل بدهد: أ. به رغم این که هر علم، عموما به وسیلة مقولات وصفی خود یعنی قوانینی که بدان‌ها دست می‌یابد، متمایز می‌شود، هر علم (به ویژه علوم اجتماعی و از جملة آن‌ها اقتصاد) دارای جنبه‌های اساسی متکی بر ارزش‌های از پیش تعیین شده است که هیچ محققی توان گریز از آن‌ها را ندارد. ب. با وجود این که نصوص شریعت اسلامی اساسا منشأ ارزش‌ها هستند، بسیاری از این نصوص شامل مقولات وصفی در بارة زندگی اقتصادی نیز می‌شوند. چنان‌چه ارزش‌های مورد استناد علم اقتصاد (ذکر شده در أ) با ارزش‌های اسلامی جایگزین شوند و نیز به مقولات وصفی علم اقتصاد که تا کنون به دست آمده است، مقولات یاد شده در (ب) افزوده شود می‌توان علم اقتصاد اسلامی را پدید آورد. مقالة حاضر به بررسی رابطه میان علم اقتصاد اسلامی و فقه نیز می‌پردازد و طرح عملی برای اسلامی کردن علم اقتصاد را پیشنهاد می‌کند.

خلاصه ماشینی:

"دو نتیجه دربارة ارتباط اسلام با علم اقتصاد نتایج مباحث پیشین در دو نتیجه خلاصه می‌شود: نتیجة اول اسلام در اصل، دین هدایت است و هدف اولیة آن، ارائه مقولات ارزشی یعنی احکام شرعی امر و نهی کننده یا احکام شرعی حاکی از ترجیح ارزشی حالتی بر حالت دیگر است؛ اما افزون بر آن، اسلام ما را به برخی از متغیرها و مقوله‌های وصفی مربوط به بعضی از علوم مانند اقتصاد، جامعه شناسی و روان‌شناسی آگاه می‌کند. به این ترتیب معرفت اسلامی، به طور همزمان، منابع معرفت عقلی و تجربی استقرایی را کنار مصادر معرفت کلی استنباطی وجود (برگرفته از وحی) به کار می‌برد (ابوسلیمان، بی‌تا: ص 16)»؛ بنابراین، تنبیه شریعت دربارة برخی از عوامل و متغیرهای مؤثر در حیات و رفتار اقتصادی و فراهم ساختن برخی مقولات وصفی برای ما، کمک فکری گران‌قیمتی در جهت اسلامی کردن علم اقتصاد و سایر علوم به شمار می‌رود؛ با وجود این، مشاهده می‌شود که اکثر نوشته‌های معاصر در زمینة اسلامی بودن اقتصاد و سایر علوم، جنبه وصفی اسلام را نادیده می‌گیرند. حق ما است که این مشارکت‌ها را به صورت جزئی از میراث فرهنگ تمدن خود گرامی داریم؛ اما آیا این مشارکت‌ها خارج از حوزة تاریخ تفکر اقتصادی ارزش دیگری نیز دارد؟ آیا مشارکت‌های مذکور ارزش اسلامی ویژه‌ای در حوزة تلاش‌های فکری برای اسلامی کردن اقتصاد دارد؟ آیا تحلیل (برای مثال) مقریزی در بارة اثر حجم پول بر سطح قیمت به ضرورت اسلامی‌تر یا درست‌تر است از تحلیلی که به وسیلة غیر مسلمانان در این باره ارائه می‌شود؟ به همین ترتیب، می‌توان همین سؤال را دربارة تحلیل‌های اقتصادی و اجتماعی ابن خلدون نیز مطرح کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.