Skip to main content
فهرست مقالات

واقع گرایی نظریه عدالت در اقتصاد اسلامی

نویسنده:

(22 صفحه - از 113 تا 134)

کلیدواژه ها : عدالت اقتصادی ،معرفت شناسی واقع‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گرا ،عدالت اسلامی ،فلسفه لیبرال ،سیاستگذاری عادلانه

کلید واژه های ماشینی : عدالت ،اقتصادی ،واقع‌گرایی نظریه عدالت در اقتصاد ،کانت ،نظریه ،اجتماعی ،سیاسی ،نظریه عدالت ،نظریه عدالت در اقتصاد اسلامی ،اسلامی ،فلسفه ،رالز ،دینی ،حقوق ،واقع‌گرایی ،واقعی ،نظریه عدالت رالز ،غایت ،مدرن ،سیاست ،فلسفه اجتماعی ،فلسفه سیاسی مدرن ،انسان ،فلسفه سیاسی ،سنتی ،نظام ،نظریه کلان فلسفه سیاسی ،معیار ،عدالت اجتماعی ،حقوق طبیعی

این مقاله، درآمدی بر «جایگاه و تعبیر» عدالت در اقتصاد اسلامی است. هدف نویسنده، نشان‌دادن یک اختلاف در سطح بینش‌های بنیادی میان برداشت‌های دینی از عدالت و نگرش‌های مدرن است. بر این اساس، امکان تبیین «تلقی اسلامی از عدالت اجتماعی» با تکیه بر فلسفه غیر‌واقع‌گرای پس از عصر روشنگری وجود ندارد. روشن است که در مقام اجرا و سیاستگذاری، اگر فقط بخواهیم به نظریات اقتصادی و اجتماعی مدرن بسنده کنیم، نظام اقتصادی عادلانه به تعبیر اسلامی نخواهیم داشت. پرسش ‌محوری مقاله این است که معیار عدالت در دو گونه دیدگاه‌های عصر سنت و تجدد تا چه حد واقع‌گرا است. نویسنده با طرح دو نظریه کلان فلسفه سیاسی مدرن: لیبرالیسم وظیفه‌گرا و مطلوبیت‌گرا، به نقد ذهن‌گرایی کانت و میل می‌پردازد که در ادامه به نقد اندیشة قرارداد اجتماعی به‌ویژه در نظریه عدالت رالز از نظر منتقدان غربی او می‌انجامد. در بخش دیگر مقاله نشان می‌دهیم که نگاه «غایت‌مدار» و اعتقاد به حقوق طبیعی سبب شده که تلقی‌های سنتی از عدالت اجتماعی هم به لحاظ وجودی و معرفتی کاملا رئالیست باشند؛ البته اشاره‌ای هم به تفاوت ظریف عدالت اسلامی با برداشت فیلسوفان مشاء شده است. در نهایت ملاک نظم و سیاست عادلانه،‌ نه از بنیان وابسته به ذهن و خواست عمومی شده و نه مطلقا پیشینی و منقطع از سپهر اجتماعی؛ سپس به نتیجه‌گیری از این مطلب برای عدالت اقتصادی در جامعه‌ اسلامی پرداخته‌ایم.

خلاصه ماشینی:

"چقدر از فلسفه اجتماعی- اقتصادی خوابیده در پس عبارات قرآن، با نگاه فیلسوفان به انسان و اجتماع تطابق داشته است؟ پاسخ تفصیلی و دقیق به چنین پرسش‌های فربهی نیازمند چندین مقاله محققانه خواهد بود؛ اما نگارنده ماحصل یافته‌های خود تا این مرحله را به اجمال بیان می‌کند: تردیدی در این نیست که هر قرائتی از ادیان الاهی، مستلزم غایتمندی انسان و نشان‌دادن خیر واقعی برای جامعه است؛ اما آیا این فرض لزوما به رئالیسم یا واقع‌گرایی مطلق می‌انجامد؛ یعنی آیا تمام پدیده‌ها و رفتارهای اجتماعی اگر بخواهند به عدالت موصوف شوند، حالت از پیش مطابق با غایت یا خیر واقعی دارند؟ برای مثال در مبادله ثروت یا قدرت اجتماعی (حوزة سیاست یا اقتصاد) فقط یک نرخ مبادله متناسب با واقعیت خیر اجتماع وجود دارد که آن هم مستقل از حوزة درک و خواست ما است یا نه لزوما نرخ عادلانه یگانه وجود ندارد؟ تذکر می‌دهیم که این به معنای عدم وجود هیچ قید یا شرطی در مورد نرخ عادلانه نیست و مثلا با طیفی از نرخ‌های عادلانه سازگاری دارد. می‌توان در سطوح گوناگون دیدگاه «تلقی رئالیستی مطلق از عدالت اجتماعی» را مورد نقد قرارداد؛ به‌طور نمونه از دیدگاه جامعه‌شناسی به نارسایی‌ها و بعضی آفت‌های تمام دانستن خصلت پیشینی و تک ‌ذهنی عدالت و جدایی کلی آن از عرصه عمومی جامعه و توافق و رضای جمعی اشاره کرد (بشیریه، 1376: ص7-9)؛ اما نقدی را که با سطح فلسفی بحث ما و نزدیک به دیدگاه اسلامی مرتبط است، از قول استاد مطهری‌نقل می‌کنیم:‌ در جایی که فیلسوفان اجتماع قدیم به‌سبب ضعف روشی خود دربارة واقعیات انسانی اجتماعی، دچار خلط عدالت تکوینی با عدالت بشری اجتماعی شده‌اند، مرحوم استاد کوشید تا با حفظ مبنای واقع‌گروی، جنبه اعتباری اندیشه عدالت را تبیین کند و آن‌را از حالت رئالیسم محض خارج سازد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.