Skip to main content
فهرست مقالات

ادب جهادی در ایران قرن سیزدهم

نویسنده:

مترجم:

ISC (16 صفحه - از 143 تا 158)

کلیدواژه ها : قاجاریه ،روسیه ،علما ،جهادیه ،کاشف الغطاء ،فتحعلی شاه

کلید واژه های ماشینی : جهاد ،فتحعلی شاه ،شاه ،اسلام ،امام ،جهادیه ،دوره فتحعلی شاه ،شیعه ،ایران ،دوره قاجار ،بخش جهادیه کشف الغطاء اثر ،الغطاء اثر شیخ جعفر کاشف‌الغطاء ،پادشاه ،خدا ،مسأله جهاد در صدر اسلام ،نظریه ،واجب ،جهادیه در دوره قاجاریه ،حکومت ،غیبت ،اشاره‌ای مختصر به مسأله جهاد ،اطاعت ،دفاع ،نافرمانی ،ادب جهادی ،خداوند ،جهادیه کشف الغطاء اثر شیخ ،نظریه جهاد در دوره فتحعلی ،غیبت امام ،فتاوی جهادیه از سوی علما

نوشتاری که برگردان آن در پی می‌آید، در زمره یکی از نخستین پژوهش‌هایی است که در زمینه موضوع جهادیه در دوره قاجاریه انتشار یافته است. مؤلف بعد از اشاره‌ای مختصر به مسأله جهاد در صدر اسلام به جایگاه جهاد در فقه و کلام شیعه در چهار دوره اصلی از تاریخ تشیع؛ یعنی آل بویه، ایلخانیان، صفویان و مؤکدا دوره قاجاریان پرداخته است. وی در هر یک از این چهار دوره به دیدگاه یکی از برجسته‌ترین فقیهان استناد کرده و نظریات آنان در باب جهاد را بررسی کرده است. از همین روی در بخش پایانی مقاله به روابط علما با دولت در دوره فتحعلی شاه پرداخته و با اشاره به مهم‌ترین مسأله این دوره، یعنی جنگ‌های ایران و روس، به ضرورت صدور فتاوی جهادیه از سوی علما اشاره کرده است. نویسنده برای یک بررسی موردی از این فتاوی، بخش جهادیه کشف الغطاء اثر شیخ جعفر کاشف الغطاء را برگزیده و ضمن توضیح درباره آن، بخشی از متن این اثر را در مقاله خود به زبان انگلیسی برگردانده است.(2)

خلاصه ماشینی:

"کاشف الغطاء در ادامه این مبحث و در تأکید بر ضرورت تبعیت از فرمان فتحعلی شاه می‌نویسد: از آن‌جا که کسب اذن مجتهدان در امر جهاد بسیار موافق با احتیاط و اقرب به رضایت رب العالمین و اقرب به اطاعت و تبعیت و خضوع در برابر خداوند باری تعالی است، پس اگر من مجتهد و شایسته نیابت امام باشم، اذن دادم سلطان بن سلطان، و خاقان بن الخاقان فتحعلی شاه را (ادام الله‌ ظله علی رؤوس الأنام) به گرفتن آن چه تدبیر لشکر، و رد اهل کفر و طغیان، موقوف است بر آن، از خراج اراضی(18) مفتوحه به غلبه اسلام، و آن چه در حکم آن است، و زکات زر و سیم و گندم و جو و خرما و مویز و انعام ثلاثه،(19) و هر گاه همه این موارد نیازهای لازم را بر آورده نکرد و امکان دفع اشقیا بر آورده نشد، سلطان مأذون است تا با اتخاذ تدابیری، از اهل حدود اموالی بستاند تا از نفوس و نوامیس آن‌ها دفاع کند. نصرت پیروزی را ناشی از شخص خود نداند و هرگز نگوید:«ذلک من سیفی و رمحی و حربی و جرحی بل یقول ذلک من خالقی و بارئی و مدبری و مصوری و ربی» پادشاه باید ملتزمان رکابش را فقط از کسانی که دیندارند و امین انتخاب کند و امور محرمانه را از آن‌ها به کسانی واگذار کند که از کیفر خداوند جبار هراسناکند؛ زیرا آن که خوف خدا نداشته باشد قابل اعتماد نیست، رفتار چنین شخصی تنها زمانی که در معرض نظارت است از ترس مطابق آداب خواهد بود و در غیر این صورت اعتمادی بر او نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.