Skip to main content
فهرست مقالات

ماجرای حکمین

مترجم:

(7 صفحه - از 22 تا 28)

کلید واژه های ماشینی : خلافت، عمروعاص، معاویه، حکمین، عمروعاص سر ابو موسی، عراق، خلافت امیر مؤمنان علی، جنگ، علی ( ع )، حکمیت

خلاصه ماشینی:

"سپاه شام نیز قرآن‌ها را بر سر نیزه زده و گفتند ای مردم عراق!چرا ما مسلمانها!بیجهت‌ خون یکدیگر را بریزیم؟این کتاب خدا میان ما و شما حکم میکند!بیائید بحکم قرآن هرکس‌ را بهتر دانستیم،زمامدار مسلمین بدانیم و از وی پیروی کنیم!!با این حیله که عمروعاص بکار بست‌ و باید گفت از نظر روانی در آن شرائط بسیار جالب بود،شور و هیجان لشکر علی(ع)یکباره‌ فرو نشست،و گروهی از افراد نادان و خودسر و متظاهر مانند اشعث قیس و عبد الله کواء، بنزد امیر مؤمنان آمدند و با گستاخی گفتند:چون مردم شام بخود آمده‌اند و دم از پیروی‌ کتاب خدا میزنند،ما دست از جنگ می‌کشیم،حتی خود حضرت را نیز از جنگ منع کردند، و خواستند که جلو مالک اشتر را فورا بگیرد تا خون مسلمانان را نریزد! عمروعاص سپس با ابو موسی دربارهء ماجرای قتل عثمان و کشندگان او که بعقیدهء وی‌ در لشکر علی(ع)بودند،و علی را هم شریک در آن امر میدانست؛سخن گفت و چون در آن‌ زمینه اعترافاتی از ابو موسی گرفت و زمینه را از هر جهت برای ایفاء نقش خود مناسب دید،از ابو موسی خواست که زور بعد تمام افراد طرفین و بزرگان عراق و شام را حاضر نموده،؛و هر دو علی و معاویه از خلافت خلع کنند و کار تعیین خلافت را بشورائی مرکب از گروهی دیگر از مسلمانان واگذار نمایند،تا هرکس را خواستند بخلافت برگزینند و یا رسما طرفین عبد الله عمر را انتخاب کنند ابو موسی پیرمرد نادان این نظریه را پسندید و آمادگی خود را اعلام داشت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.