Skip to main content
فهرست مقالات

داستان آموزنده این شماره / پیرمرد در چنگال مامورین

(4 صفحه - از 36 تا 39)

کلید واژه های ماشینی : گور ندیمان شاه سجده، شاه، خوابشان، مرگ، نان، صبح، پادشاه، مردم، ترس، پیرمرد در چنگال مامورین

خلاصه ماشینی:

"حالا که مرا می‌برید و می‌کشید بگذارید حقایق را بگویم هرچه باداباد شما مردم رذل و پستی هستید که برای پرکردن شکم تیرخورده خود بهر دنائت‌ و پستی تن میدهید راستی خجالت نمی‌کشید خود را نجیب و شریف هم میدانید؟ مگر مردم‌آزاری شاخ‌ودم دارد این شماها هستید که برای رسیدن بجیفه کثیف‌ دنیا موجبات بدبختی هزاران نفر را فراهم میکنید آخر چرا و برای چه من‌ و امثال من بگور کسانی که قربانی بدمستی‌ها شده‌اند سجده کنیم؟مگر اینها کیستند؟ -حالا از مأمورین گذشته بندیمان شاه هم توهین میکنی؟ -من که باید بمیرم ولی از شما می‌پرسم،اینها کیستند که ما بر خاکشان سجده کنیم،غیر از این است که عمری را در بدمستی گذرانده‌اند،غیر از این است که سالها گرم‌کننده بساط ستمگران‌ بوده و آخر الامر نیز خود قربانی همان بدمستی‌ها و ستمگریهائی شده‌اند که خود سالها وسیله‌اش‌ را فراهم کرده بودند،شما انسانید خدا بشما عقل‌داده،هیچ فکر نمی‌کنید شما نان چه را میخورید؟ مگر نه این است خود را خدمتگزار مردم میدانید؟مگر نه این است که وظیفه شما پاسبانی و پاسداری از ملک و ملت است؟کدام عقل؛کدام خرد،کدام قانون حکم می- کند که شما نان مردم را بخورید و بعد هم بروی مردم شمشیر بکشید و آنها را تسلیم مرگ کنید؟اگر ندیمان شاه خوب بودند چرا کشته شدند؟و اگر بد بودند چرا ما باید بر گور آنها سجده کنیم؟!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.