Skip to main content
فهرست مقالات

مقاله: مشکل عناصر فارسی در عربی قدیم

نویسنده:

ISC (3 صفحه - از 9 تا 11)

کلید واژه های ماشینی : فارسی، عربی، لغت، زبان فارسی به زبان عربی، دیوان ابو نواس معنی لغت، عناصر فارسی در عربی قدیم، مشکل عناصر فارسی در عربی، زبان، اصطلاحات، قاهره، اصطلاحات راه‌یافته از زبان فارسی، ابو نواس، قرآن، اطهای ایرانیان و اعراب، ایرانی، معنی، شعر، پارسی، دیوان، اصطلاحات فارسی به زبان عربی، لغت‌ها و اصطلاحات، شاعران عرب، الجاحظ، مصحح، ابن میاده شاعر عرب، متون قدیم عربی کار، لغت‌ها و اصطلاحات فارسی، لغت‌های فارسی، مأخوذ، زبان عربی قدیم براساس متون

اطهای ایرانیان و اعراب به بررسی برخی از واژه‌ها و اصطلاحات راه یافته از زبان فارسی‌ به زبان عربی پرداخته است.کسانی که مشغول به تصحیح نسخه‌های خطی عربی هستند، گاهگاهی به لغت‌ها و اصطلاحاتی برخورد می‌کنند که یا آنها را بد تفسیر می‌کنند و یا معنی آنها را در نمی‌یابند.زیرا از اصل فارسی آنها آگاهی ندارند.نویسنده در آخر برای رفع‌ این مشکل پیشنهادی ارائه می‌کند.

خلاصه ماشینی: "مقاله‌ مشکل عناصر فارسی در عربی قدیم (به تصویر صفحه مراجعه شود) مهدی محقق* ترجمه علی اکبر احمدی دارانی** اشاره: ترجمهء مقاله‌ای است که زبان انگلیسی که توسط استاد ارجمند و بزرگوار،دکتر مهدی محقق‌ با عنوان: The problem of persian Elements in Classical Arabic در سی و دومین کنگره بین المللی مطالعات آسیایی و شمال آفریقا در دانشگاه هامبورگ‌ 3-8 شهریورماه 5631 ارائه گردیده است. در این مقاله نویسندهء محترم ضمن اشاره به‌ ارتباطهای ایرانیان و اعراب به بررسی برخی از واژه‌ها و اصطلاحات راه یافته از زبان فارسی‌ به زبان عربی پرداخته است. اعشی ابن قیس که از دربار شاهان ایران دیدار کرده‌ است،تعداد زیادی از این لغت‌ها و اصطلاحات را در شعر خود به‌ کار می‌برد. بنابر گفتهء ابن هشام،نصر بن حارث از نقل داستانهای‌ فارسی چون رسم و اسفندیار برای انحراف توجه مردم از داستانهای قرآن بهره می‌گرفت؛4به همین دلیل وی در یکی از آیه‌های فرآن محکوم می‌شود. 61به‌هرحال تأثیر زبان فارسی وی آشکارا به وسیلهء این حقیقت نموده شده است که وی ترجمه‌ای از سورهء الفاتحه بنا به خواهش پارسیان نگاشت و برای آنان فرستاد تا اینکه بتوانند آن‌ را در نماز از حفظ بخوانند. برای نمونه در حدیث جابر لغت سور(مهمانی)و در حدیث دیگری از ابو هریره،اصطلاح اشکمب درد(مأخوذ از شکم درد Stomachache )81به کار رفته است. حال آنکه در حقیقت این لغت از کاسه‌63ی فارسی گرفته‌ شده است. برای نمونه‌ مصحح دیوان بشار،مقرطق را به شخصی که گوشوراه می‌آویزد، تفسیر می‌کند،به تصور آنکه این لغت از کرت عربی(گوشواره)83 مشتق شده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.