Skip to main content
فهرست مقالات

برگی از متون: اسکندر و فیلسوف

(1 صفحه - از 45 تا 45)

کلید واژه های ماشینی : اسکندر ،اسکندر و فیلسوف ،مادر ،دعا ،برگی از متون ،دار بقا وفات ،متون اسکندر و فیلسوف ،زمین ،تضرع ،پادشاه ،کرباس ،برگی از متون اسکندر ،چاره ،اسکندر فیلسوف ،زر ،دار فنا به دار بقا ،مرقد ،مادر اویی وصیت ،مسخر ،دفع مرگ ،اینک ،همراه ،چاره به لشکر ،حال حیات اسکندر ،تسبیح و تهلیل ،سپاه و لشکر ،مسخر خاک ،لشکر و سپاه ،اینک لشکرهای ،علما و فقها

خلاصه ماشینی:

"جماعت حکما و جماهیر و مشاهیر آن عصر را که در خدمتش ملازم بوند،چون افلاطون و بطلمیوس و ارسطو و فیثاغورس و دیگر فیلسوفان را بخواند و فرمود که وفات من نزدیک‌ رسیده است؛بر شما باد که چون جام آن شربت که همگان از آن‌ چشیدنی‌اند،مرا نیز بچشانند،مرقد مرا چون به نزدیک مادرم که‌ دختر قیصر روم است،خواهند بردن می‌باید که چملهء سپاه و لشکر و خدم و حشم من سلاح پوش و سوار شوند و هر دانشمند و امامی‌ که در ممالک منست،هریک مصحفی در دست گیرند و هر خزینه و دفینه‌ای که مراست جلمه را بار کنند و پیش از رسیدن مرقد من این‌ همه را به مادرم عرض کنید و بگوئید که مرگ را هیچ چاره نیافتیم. دیگری گفت که‌ این پادشاه چند کس را بمیرانید تا مگر خود نمیرد و هیچ کس و هیچ چیز دفع مرگ وی نکرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.