Skip to main content
فهرست مقالات

ساختار دستگاه سرکوب و فروپاشی رژیم شاه

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (23 صفحه - از 5 تا 27)

کلید واژه های ماشینی : دستگاه سرکوب، ارتش، ضعف دستگاه سرکوب، شاه، بررسی ساختار دستگاه سرکوب رژیم، انقلاب، ساختار دستگاه سرکوب، ضعف دستگاه سرکوب رژیم شاه، ضعف دستگاه سرکوب رژیم، ساختار دستگاه سرکوب رژیم پهلوی، ساختار، ایران، سیاسی، امنیت، دستگاه سرکوب و فروپاشی رژیم، تمرد، رژیم شاه، انقلاب اسلامی، سرکوب و فروپاشی رژیم شاه، مستلزم بررسی ساختار دستگاه سرکوب، عوامل عمده ضعف دستگاه سرکوب، فرار، نارضایتی، سربازان وظیفه، انقلاب اسلامی ایران، ساختار فرمانده‌ی ارتش ایران، امر مستلزم بررسی ساختار دستگاه، دستگاه سرکوب رژیم عبارت، وظیفه، نظامی

انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 در شرایطی به پیروزی رسید که در کشور حاکمیت چندگانه ایجاد شده بود و گروه های مختلفی می توانستند حاکمیت جامعه را به دست گیرند. ارتش شاهنشاهی یکی از گروه هایی بود که فرصت تسلط بر اوضاع متشنج آن زمان را داشت. در مقاله حاضر بر آن هستیم تا علل اعلان بی طرفی ارتش را در آن موقعیت حساس بررسی کنیم. این امر مستلزم بررسی ساختار دستگاه سرکوب رژیم پهلوی است. در این مقاله،اعلام بی طرفی ارتش به عنوان یکی از شاخص های ضعف دستگاه و رابطه آن با مواردی از قبیل تمرد نظامیان، فرار نظامیان از پادگان ها، اعلام همبستگی نظامیان با امام و … مورد بررسی قرار می گیرد. بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، علل و عوامل عمده ضعف دستگاه سرکوب رژیم عبارتست از: 1.ساختار فرماندهی متمرکز و متکی به فرد حاکم بر دستگاه که عملا موجب انفعال سیاسی دستگاه در حضور شاه و از هم گسیختگی دستگاه در شرایط عدم حضور شاه می شود.این گسیختگی به وسیله انقلابیون تشدید و موجب ضعف دستگاه سرکوب شد. 2. تغییر نقش ارتش شاهنشاهی از نقش حافظ امنیت ملی و داخلی به عامل سیاست بین المللی و ژاندارم منطقه ای-که خود تابعی از رابطه ایران و آمریکا بود-که نتیجه آن عدم توانایی تسلط بر اوضاع متشنج داخلی و کنترل انقلاب شد.

خلاصه ماشینی: "به طور کلی، در نمودار شماره(1)نحوه عملکرد ساخت را نشان می‌دهیم: (به تصویر صفحه مراجعه شود)نمودار شماره 1:ساخت سیاسی قبل از 26 دی ماه در واقع یکی از مؤیدات این فرضیه می‌باشد، به گونه‌ای که بعد از فرار شاه اصولا سفر رابرت هایزر به خاطر این امر بوده است که ارتش را حفظ کند. با توجه به مطالب فوق، یعنی ایفای نقش ژاندارمری منطقه، حمایت و دخالت مستقیم و غیر مستقیم از نیروهای متحد غرب در منطقه ایران و ایجاد ساواک با مأموریت‌های ذکر شده همگی به این امر اشاره دارد که ارتش و دستگاه سرکوب بیشتر نقش مربوط به تأمین امنیت بلوک غرب را ایفا می‌کردند، تا امنیت داخلی. رابطه تغییر نقش ارتش در رژیم شاه و ضعف دستگاه سرکوبادعای اصلی فرضیه این است که وسایل لازم برای کسب و ایجاد امنیت در داخل وجود نداشته است. با توجه به این‌که اصولا تعداد سربازان وظیفه در ارتش ایران در زمان پهلوی زیاد بوده است، برای بررسی این امر که آیا این موضوع در ضعف دستگاه سرکوب مؤثر بوده است یا خیر، لازم است که مدارک و اسنادی را ارائه دهیم(بر طبق گزارش آبراهامیان 410000 نظامی داشته‌ایم که 3/2 آن یعنی 275 هزار نفر سرباز وظیفه بوده‌اند). علاوه بر این شاخص‌ها، می‌توانیم شاخص‌های دیگری را نیز مطرح کنیم که عبارتند از:استفاده زیاد و گسترده از راهبرد کشتار و عدم استفاده از راهبردهای دیگر، به‌کارگیری سربازان وظیفه و کادر غیر رسمی از آن جهت که هیچ آموزشی در زمینه مبارزه با اغتشاش ندیده‌اند، فاقد کارایی برای ایجاد نظم و حفظ امنیت داخلی و سرکوب انقلابیون بوده‌اند، ضعف اطلاعات نسبت به ماهیت انقلابیون (تفسیری کمونیستی از انقلابیون دادن)و تشکیل ساواک که بیشتر معطوف به مبارزه با کمونیسم بوده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.