Skip to main content
فهرست مقالات

نظریات اجتماعی فمنیستی کلاسیک

نویسنده:

ISC (20 صفحه - از 103 تا 122)

کلیدواژه ها : نظریه فمنیستی ،فمنیست‌ها ،جامعه‌شناس فمنیستی کلاسیک

کلید واژه های ماشینی : زنان ،نظریات اجتماعی فمنیستی ،فمنیست ،اجتماعی ،نظریات فمنیستی ،جامعه ،کلاسیک ،جنسیت ،جامعه‌شناسی ،ماریان ،جامعه‌شناختی ،نظریه جامعه‌شناختی فمنیستی ،نظریات فمنیستی کلاسیک ،حضور زنان و تولید جامعه‌شناختی ،تجارب ،مردان ،امریکا ،سلطه ،تجربه‌های زنان در جامعه ،ماریان وبر ،آثار زنان جامعه‌شناس کلاسیک ،کتاب ،زنان فمنیست کلاسیک ،نظریات زنان هوشمندی ،کتاب‌های نظریه‌های جامعه‌شناسی نشان‌گر ،علمی ،نظریه فمینستی ،انتقادی ،ماکس وبر ،بهبود علوم اجتماعی

ویژگی نظریه فمینستی آنست که نقطه شروع همه بررسی‌هایش، موقعیت و تجربه‌های زنان در جامعه است.نظریات اجتماعی فمنیستی کلاسیک، نظریات زنان هوشمندی است که در جستجوی امکاناتی برای بهبود علوم اجتماعی بوده‌اند، ولی جامعه‌شناس متعارف همواره در مورد حضور زنان و تولید جامعه‌شناختی آنان مقاومت کرده است، و تا بحال این چهره‌ها کمتر شناخته شده‌اند.در این مقاله به معرفی نخستین جامعه‌شناسان زن و مقولات کلیدی و روش شناختی آنان می‌پردازیم.

خلاصه ماشینی:

"به طور کلی نظریات اجتماعی فمنیستی کلاسیک، ریشه در رشد نظریه سیایس غربی در قرن 18 دارد و به وجود آمدن این اعتقاد که بهبود وضعیت اجتماعی صرفا از طریق علم جامعه یا جامعه‌شناسی امکان‌پذیر خواهد بود و همچنین اعتراض زنان به فرو دستی و کهتری آنان و مبارزه برای به دست آوردن حقوق سیاسی است، که موج اول بسیج فمنیستی نامیده می‌شود. این زنان نظریه‌پرداز، چهره‌های برجسته‌ای بودند که حتی جامعه‌شناسان‌[مرد]که جامعه‌شناسی متعارف را ایجاد کرده‌اند بر توانائی‌های آنان معترف بودند، زمانی که گروه مردان جامعه‌شناسی در بهترین حالت نسبت به حضور زنان و تولید جامعه‌شناختی نگرش دوگانه و متضاد داشتند در نتیجه به‌ علت ایستارهای مبتنی بر تعبیض جنسیتی، پذیرفتن آثار فکری زنان به عنوان محقق و مؤلف دشوار بود و بنابراین در برابر پذیرفتن آنان‌[زنان‌]مقاومت می‌شد و همه‌ی اینها همراه با تضاد رو به رشد بین تمایل برای علمی عینی و تعمیم‌دهنده، در جامعه‌شناسی مردانه و تفکر اجتماعی فمنیستی کلاسیک با نگرش انتقادی، در گذر زمان منجر به حذف، پاک کردن حضور سنتی زنان در تاریخ جامعه‌شناسی شد و اینک، بار دیگر این حضور فمنیستی رخ می‌نماید. مثلا ماریان وبر نشان می‌دهد که چگونه دکترین آزادی آگاهی، پایه‌ی اخلاقی است که هم در انقلاب‌های سیاسی قرن 18 و هم در بینش فلسفی ایده‌آلیسم آلمان وجود دارد ولی این اصول در رابطه زناشوئی فراموش می‌شود و فیلسوفان در مورد تمایل مردان به اعمال سلطه، از این اصول موضوعه سخنی به میان نمی‌آورند و معتقدند که زنان به عنوان جزئی از قرارداد ازدواج، داوطلبانه حقوق خود را به مردان تفویض می‌کنند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.