Skip to main content
فهرست مقالات

داستان ماه/ پاکدامن

(6 صفحه - از 40 تا 45)

کلید واژه های ماشینی : زن، قاضی، برادر قاضی زنی پاکدامن، پادشاه، سنگسار، راهب، پاکدامن، جزیره، کشتی، گناه، خداوند، دریا، غلام، قاضی مملکت، مرد، داستان ماه، کار، برادر قاضی از شنیدن مطلب، زن برادرم زنا، داستان ماه پاکدامن، برادری درستکار، مملکت هستم میروم، غلام راهب، راه حفظ ناموس، زن جوان پاکدامن، چوبهء دار، کشتی خالی، زن شوهر، قاضی از رفتن شوهرش، غلام زن

خلاصه ماشینی: "موقع حرکت نزد قاضی رفت و گفت:ای برادر من از رفتن باین مأموریت خشنود نیستم ولی‌ حالا که اصرار میورزی و عذر مرا نمی‌پذیری یگانه سفارشی که دارم اینست که مواظب‌ ناموس من که زن برادر توست،باش و اگر کاری داشت برای او انجام بده. از آنجا که زن زیبا بود و قاضی هم قبلا از زیبائی زاید الوصف او خبر داشت و شاید برای تأمین‌ منظور پلید خود بود که برادرش را برای آن مأموریت انتخاب کرد چون خانه را خلوت و زن جوان و زیبا را تنها یافت و مانعی هم در کار نمی‌دید؛از آن زن پاکدامن که هیچگاه از دائرهء عفاف بیرون نرفته و دامنش باینگونه اعمال آلوده نگشته و ابدا در این فکرها و خیالها نبود و جز حفظ ناموس خود و رعایت حقوق شوهرش،فکری نداشت،خواست که بخواستهء نا مشروع او تن در دهد!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.