Skip to main content
فهرست مقالات

مهمترین حوادث تاریخ اسلام/ دعوت پیامبر از خویشاوندان خود

نویسنده:

(6 صفحه - از 15 تا 20)

کلید واژه های ماشینی : خویشاوندان ،دعوت پیامبر از خویشاوندان ،دعوت ،پیامبر ،تاریخ ،وصی ،خدا ،تاریخ اسلام دعوت پیامبر ،اسلام دعوت پیامبر از خویشاوندان ،حوادث تاریخ اسلام ،سران ،دعوت خویشاوندان ،کلمه ،طبری ،حقایق ،اخی ،تحریف ،وصیی و خلیفتی ،دفاع ،تاریخ طبری ،مردم ،پشتیبانی ،جمله ،وصی و جانشین ،بآئین ،پیامبر اسلام ،دعوت عمومی ،کتاب ،جریان دعوت خویشاوندان ،سخن

خلاصه ماشینی:

"مفسران در تفسیر آیه فوق؛و تاریخ‌نویسان قریب باتفاق چنین مینویسند:روزی خداوند او را مامور نمود که خویشاوندان خویش را بآئین خود بخواند پیامبر اکرم نیز پس از تفکر و تدبر به علی بن ابیطالب که آنروز سن او از پانزده سال تجاوز نمیکرد؛ دستور داد که غذائی آماده کند و همراه آن شیری نیز ترتیب دهد،سپس چهل و پنج نفر از سران بنی هاشم را دعوت نموده و تصمیم گرفت در طی آن مهمانی راز نهفته را آشکار سازد،ولی متأسفانه پس از صرف غذا پیش از آنکه او آغاز سخن کند،یکی از عموهای وی(ابو لهب)با سخنان سبک و بی‌اساس خود؛مجلس را از آمادگی افکند و رسولخدا صلاح ندید که رأی خود را ابراز نماید،سپس فردا برنامۀ خود را تکرار کرد،و با ترتیب یک ضیافت دیگری پس از صرف غذا روبسران فامیل نمود و سخن خود را با ستایش خدا و اعتراف بوحدانیت وی آغاز کرد و بعدا چنین فرمود: ان الرائد لا یکذب اهله و الله الذی لا اله الا هو انی رسول الله الیکم خاصة والی الناس عامة و الله لتموتن کما تنامون و لتبعثن کما تستیقظون، و لتحاسبن بما تعملون و انها الجنة ابدا و النار ابدا: براستی هیچگاه راهنمای یک جمعیت بکسان خود دروغ نمیگوید،بخدائیکه جز او خداوندی نیست من فرستاده شده خدا بسوی شما،و بعموم جهانیان،هستم،هان ای خویشاوندان من شما بسان خفتگان میمیرید،و همانند بیداران؛زنده میگردید،و طبق کردار خود مجازات میشوید،و این بهشت دائمی خدا است(برای نیکوکاران)و دوزخ همیشگی او است(برای بدکاران)هیچ‌کسی از مردم برای کسانش چیزی بهتر از آنچه من برای شما آورده‌ام نیاورده است؛من خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده‌ام،خدایم بمن فرمان داده که شما را بجانب او بخوانم،فایکم یوازرنی علی هذا الامر علی ان یکون اخی و وصیی و خلیفتی فیکم؟:کدام‌یک از شما پشتیبان من خواهد بود،تا برادر و وصی و جانشین من باشد میان شما؟ هنگامیکه سخنان آنحضرت باین نقطه منتهی گردید سکوت مطلق همۀ مجلس را فراگرفته بود،و هرکدام از آنها در بزرگی مقصد و سرانجام کار خود در دریای فکر فرورفته بودند،یک‌مرتبه علی(ع)که آنروز جوانی پانزده ساله بود سکوت مجلس را در هم شکست و برخاست با یک لحن تند عرض کرد:ای پیامبر خدا من آمادۀ پشتیبانی از شما هستم رسولخدا دستور داد تا بنشیند و گفتار خود را تا سه‌بار تکرار نمود،جز همان جوان پانزده ساله کسی پرسش او را پاسخ نگفت،در چنین هنگام روبحضار نمود و فرمود:ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی علیکم فاسمعوا له و اطیعوه: مردم!این(جوان)برادر و وصی و جانشین منست میان شما!بسخنان او گوش دهید و از او پیروی کنید،و در این هنگام مجلس پایان یافت،و حضار با حالت خنده و تبسم روبابوطالب نمودند و گفتند:محمد دستور داد که از پسرت پیروی کنی و از او فرمان ببری."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.