Skip to main content
فهرست مقالات

پی آمدهای غیبت بر اندیشه و حیات سیاسی شیعیان

نویسنده:

(32 صفحه - از 33 تا 64)

کلیدواژه ها : اندیشه سیاسی ،تشیع ،غیبت ،تقیه ،امام مهدی(عج) ،فرق الشیعه

کلید واژه های ماشینی : غیبت ،امام ،شیعیان ،شیعه ،غیبت امام ،غیبت امام زمان ،امامت ،شیخ مفید ،سیاسی ،امام زمان ( ع ) ،احادیث ،شیخ صدوق ،حکومت ،اسلامی ،قم ،زمان ،زمان غیبت ،امام مهدی ( ع ) ،ظهور ،دوران حضور ائمه ،سلطان ،حیات سیاسی شیعیان ،رهبری شیعیان در زمان غیبت ،شیخ طوسی ،کتاب ،ائمه ( ع ) ،کلینی ،پیشین ،فقهای شیعه ،بیروت

غیبت امام زمان(ع) مهم‌ترین رویداد تاریخ سیاسی مذهب شیعه است که عملا تاریخ شیعه را به دو دوره مجزا؛ یعنی دوران حضور ائمه(ع) و دوران غیبت تقسیم کرده است. دوران غیبت کبری از سال 329ه آغاز شد؛ در نامه‌ای که امام مهدی(ع) چند روز قبل از وقوع غیبت کبری به علی بن محمد سمری چهارمین و آخرین سفیر خود نوشت، اعلام داشت که دوران غیبت کبری فرا رسید و ظهور مجدد او منوط به اجازه خداوند است.1 سال 329ه را می‌توان سال گسست در تاریخ رهبری شیعه نامید. وقوع این حادثه تأثیرات مهمی در تاریخ شیعه بر جای نهاد که مهم‌ترین آن خلاء رهبری است. این امر موجب بروز انشعاب‌هایی در درون شیعیان شد. علمای شیعی تلاش نمودند با تبیین نظریه امامت در دوازده نفر، مانع این امر شوند و پس از حملات فکری مخالفان به توجیه و تبیین مسئله غیبت پرداختند. اهتمام ایشان در پاسخ‌گویی به تکلیف رهبری شیعیان در زمان غیبت به ارائه نظریه جانشینی علما منجر شد و سرانجام تلاش کردند راهکارهای عملی و نظری چگونگی زندگی شیعیان در درون جامعه اهل سنت را نشان دهند.

خلاصه ماشینی:

"56 پاسخ فقهای این دوران به مسائل مربوط به خمس و سهم امام نحوه نگرش آنان را به غیبت امام زمان(عج) و ظهور مجدد ایشان نشان می‌دهد و این که در زمان غیبت تا چه حدی برای فقها به عنوان جانشینان امام در میان شیعیان اختیار و مسئولیت قائل بودند: به طور نمونه، شیخ مفید در کتاب فقهی‌اش، مقنعه، نظریه‌های مختلفی که تا زمان او در میان شیعیان در خصوص چگونگی صرف سهم امام در زمان غیبت وجود داشته، ذکر می‌کند؛ وی می‌نویسد: گروهی معتقدند که وجوب پرداخت خمس در زمان غیبت امام ساقط است و گروهی دیگر بر آنند که باید سهم امام را دفن کرد و به دست ایشان رساند. شیخ صدوق با ذکر حدیثی از امام صادق(ع) مبنی بر آن که امر به معروف و نهی از منکر برای آگاه کردن در حق مؤمن است و برای شخص نادان جهت دانستن او و تنها در این صورت واجب است، اما برای کسی که شمشیر در دست دارد نیست، می‌گوید: فرد مؤمن در صورت قادر نبودن ـ به دلیل تقیه ـ می‌تواند به نکوهش قلبی بسنده کند. 4. ابن ندیم، الفهرست، ترجمه محمدرضا تجدد، (تهران، اساطیر، 1381)، ص 402 ـ 403؛ هلالی، کتاب سلیم بن قیس، (بیروت، دارالفنون، 1980)، ص 94 ـ 95 ـ 135؛ طوسی، الامالی، (مشهد، آستان الرضویه المقدسه، 1410ق)، ص 96 ـ 97؛ مفید، الارشاد، ترجمه رسولی محلاتی، (تهران، علمیه اسلامیه)، ص 344 ـ 357؛ نعمانی، الغیبه، ترجمه سید احمد فهری، (تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1359) ص 134؛ صدوق، علل الشرایع، تحقیق سیدمحمدصادق بحر العلوم، (مکتبة الحیدریة، 1969)؛ همو، اکمال الدین و اتمام النعمة، به کوشش علی‌اکبر غفاری، (تهران، 1390ق)، ص 469 ـ 470."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.