Skip to main content
فهرست مقالات

گفتگو با فریدون مشیری (زندگینامه شعر و شاعری)

مصاحبه کننده:

خلاصه ماشینی:

"از بچگی به شعر خیلی‌خیلی‌ علاقه داشتم و در منزل ما چندین کتاب-که پدرم و مادرم هم بسیار به‌ شعر علاقه داشتند-بود که من آنها را بسیار خوانده بودم و با تعجب‌ بسیار به شما بگویم که من آنقدر حافظ را در هفت هشت سالگی خوانده‌ بودم که وقتی در کلاس سوم دبستان زنگ انشاء،معلم از من خواست‌ که انشاء بخوانم من آن را به زبان شعر گفته بودم و در همان هفت‌ سالگی یعنی به اصطلاح کلاس چهارم(اگر درست باشد،اگر هم نباشد مربوط به حافظه من است که قند زیاد کمی حافظه مرا زایل کرده)به هر حال از بچگی فردوسی،سعدی،حافظ،عارف قزوینی،ایرج میرزا، خسرو شیرین نظامی و بقیه آثار نظامی،همه اینها را می‌خواندم‌[و] بسیاری حفظ بودم. نمی‌دانم این حرف را کی به من القاء کرده بود که این کلمه سختی است و در مشاعره وقتی از کسی«لام» بخواهی(یک شعری بگویی که آخرش«لام»باشد)[نمی‌تواند پاسخ‌ دهد]من خوب یادم هست که معلم انشای ما زنگ تفریح مرا به دفتر برد،گفت:پسر جان آن شعر حافظ را که خواندی دوباره بخوان. دیگر چیزی ندارم‌ که بگویم جز آنکه در هفت سالگی برای برادرم شعر می‌گفتم و سر به سرش می‌گذاشتم،مثلا می‌گفتم: منوچهر دارد دو میلیون عیال‌ ز سمت جنوب و ز سمت شمال هم از مشرق و مغربش گفتگوست‌ که پیدا کند چند صاحب جمال این را یک بچه هفت هشت ساله برای برادرش می‌گفت و او هم‌ از اینکه ما او را در آن سن زن داده بودیم عصبانی می‌شد[با خنده:]مثل‌ این‌که عواقبل کار را می‌دانست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.