Skip to main content
فهرست مقالات

هرمنوتیک، پیش زمینه ها و تحولات آن

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (16 صفحه - از 141 تا 156)

کلیدواژه ها :

هرمنوتیک ،فهم ،معرفت‌شناسی ،هستی‌شناسی ،فلسفة علم ،حلقه هرمنوتیک

کلید واژه های ماشینی : هرمنوتیک، گفتمان، شلایر ماخر، فلسفة علم، تأویل، گادامر، فهم، هرمنوتیک شلایر ماخر، هایدگر، دیلتای

تحولات مهم در تاریخ فلسفة علم در قرن بیستم عبارت‌اند از : گفتمان اول: پوزیتویسم و استقراگرایی، گفتمان دوم: ابطال‌گرایی کارل پوپر و برنامه پژوهشی لاکاتوش، گفتمان سوم: ساختارگرایی و نسبیت گرایی تامس کوهن و گفتمان چهارم: هرمنوتیک با چیره شدن هرمنوتیک بر عرصة فلسفة علم، تحول اساسی در زمینة روش‌شناسی صورت گرفت. انواع هرمنوتیک را می‌توان از دو دیدگاه طبقه بندی کرد : الف) از دیدگاه کاربرد آن ب) از دیدگاه دورة تاریخی این نوشتار ضمن پرداختن به پیش زمینه‌های اثرگذار بر هرمنوتیک، گزارش تحلیلی کوتاهی از انواع هرمنوتیک را ارائه می‌کند.

خلاصه ماشینی: "( Pennenberg: 1967 , 129 ) «هرمنوتیک فلسفی» هرمنوتیک هایدگراست که «هرمنوتیک» را در ساخت وجودشناسی به کار می‌گیرد و از آن بــــــرای تفسیر هستی و هستی‌شناسی فهم و تفسیر بهره می‌برد، لکن دراین طبقه‌بندی باید از اقسام دیگری از هرمنوتیک نیز نام برد، از قبیل: «هرمنوتیک روش‌شناسانه دلتای» و «هرمنوتیک گادامر» که آمیزه‌ای از روش‌شناسی و وجودشناسی است و در واقع، تلاش برای به ثمر رساندن هرمنوتیک روش‌شناسانه دیلتای و هرمنوتیک فلسفی هایدگر به شمار می‌آید. از نظر وی این مفهوم نوعی نظریة فلسفی و شناخت‌شناسی است که روش عام تفسیر همة متون را بیان می‌کند و هدف آن، بازاندیشی و تأمل و تلاش برای تغییر ساختار شناخت و کشف زوایای پنهان حاکم بر جهان و طبیعت انسانی است. ( کوزنزهوی: 1371، 67) رویکرد گادامر این است که فهم در اثر پیوند افق‌ها حاصل می‌شود؛ یعنی اتحادی میان دیدگاه خواننده و دیدگاه تاریخی متن بوجود می‌آید و کار هرمنوتیک، اتصال افق ها و برقرار کردن نوعی دیالوگ و هم‌سخنی ما با جهان دیگر است و در این صورت، فهم درست و نادرست در مکتب گادامر وجود ندارد و منشأ اختلاف تفاسیر، همین استناد تفسیرها به پیش‌فرض‌ها، پیش‌داوری‌ها و انتظارات مفسر است. (هابرماس: 1378، 88) در هرمنوتیک محورهای مختصات انسان، زبان، سنت و مفاهیم هستند و در ورای زبان و مفاهیم، اندیشه معنا ندارد، انسان با گذشته رابطة تاریخی دارد و خود حلقه‌ای از این زنجیر است و از موضع حال، گذشته را بازسازی می‌کند. ریکور همانند گادامر می‌گوید: انسان در فرایند تفسیر چیز بیگانه‌ای را متعلق به خود می‌کند و در واقع، خویشتن خود را در آن پیش می‌افکند و در این فرایند، انسان با توجه به نیازهای روزمرة خود عمل می‌کند؛ یعنی تفسیری که ارائه می دهد دربرگیرندة ارضای نیازهایش است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.