Skip to main content
فهرست مقالات

علم حضوری (پیشینه، حقیقت و ملاک تحقق)

نویسنده:

ISC (42 صفحه - از 11 تا 52)

کلیدواژه ها :

شهود ،علم حضوری ،علم حصولی ،معرفت حاضرانه ،اتحاد عالم و معلوم ،اتصال وجودی

کلید واژه های ماشینی : علم، شیخ اشراق، ذات، ملاک تحقق علم حضوری، شهود، علم حضوری، معرفت، آموزه، ابن‌سینا، شیخ اشراق قلمرو علم حضوری

آموزه «علم حضوری» به رغم بنیادین بودن و سابقه دیرین آن، چنانکه بایسته و شایسته است، بدان توجه نشده و مورد تحقیق و بررسی قرار نگرفته است. در حکمت و کلام اسلامی، علم حضوری یا «شهود» پیشینهای دیرین دارد و تا عصر فارابی قابل پیگیری است. به نظر میرسد برای اولین بار، ابنسینا بود که آموزه معرفت حضوری را روشنتر از فارابی مطرح نمود و از آن بهرهبرداری کرد. با این ابتکار، تحولی ژرف در فلسفه و معرفتشناسی بنیان نهاده شد. با نگاهی گذرا به آثار ابنسینا، به نتایج شگفتانگیزی در این بحث رهنمون میشویم. پس از ابنسینا، شیخ اشراق قلمرو علم حضوری را گسترش داد و نمونههای متعددی را بدان افزود. دیدگاه شیخ اشراق در این مسئله، نقطه عطفی است که موجب شد تا علم حضوری تقریبا مقبولیت همگانی بیابد. در عصر وی، میتوان این آموزه را مطرح و اصطلاحی جا افتاده یافت. این مقاله با استفاده از آثار موجود، به بررسی تعریفهای گوناگون از علم حضوری و نیز ملاک تحقق آن میپردازد. حاصل این تتبع آن است که ملاک تحقق علم حضوری، اتصال و حضور است. اما منشأ حضور و اتصال چیست؟ انواع گوناگونی برای آن قابل تصور است که بر اساس استقرا مطرح شدهاند.

خلاصه ماشینی:

"در هر صورت، آیا میتوان گفت: با وجود تمایزهای موجود میان شهود عرفانی و شهود فلسفی، آموزه علم حضوری یا شهودی از عرفان به فلسفه راه یافته است؟ به لحاظ تاریخی، پاسخ بدین پرسش چندان آسان نیست و کاوش بیشتری را در متون عرفانی، فلسفی و کلامی میطلبد; اما به جرئت میتوان گفت: طرح آموزه علم حضوری یا شهودی در فلسفه اسلامی، بدون ارتباط با شهود و مکاشفه عرفانی نیست، به ویژه آنکه شهود عرفانی خود نوعی معرفت حضوری، شخصی و بدون واسطه صور و مفاهیم ذهنی است. برای اولین بار در آثار او، آموزه «علم حضوری» را اصطلاحی جاافتاده مییابیم،([37]) گرچه ابنسینا نیز تحلیل روشنی از حقیقت علم حضوری ارائه کرد و در مورد آن، تعبیرهایی همچون «حاضر»، «غیرمحتجب» و «غیر غائب» را، که به روشنی از این آموزه حکایت میکنند، به کار برد، اما با وجود این، به نظر میرسد تا عصر شیخ اشراق، «علم حضوری» به عنوان اصطلاحی شناخته شده و قسیم علم حصولی مطرح نبود. اما هنوز مسئله کاملا حل نشده، پرسش دیگری باقی است: اگر ملاک تحقق علم حضوری اتحاد یا اتصال یا حضور واقعیت معلوم نزد واقعیت عالم (که مجرد و قائم به ذات است) باشد، منشأ این حضور یا اتحاد چیست و در چه صورتی چنین حضور یا اتحادی تحقق مییابد؟ با سیری در آثار حکمایی که تصریحا یا تلویحا درباره ملاک تحقق علم حضوری سخن گفتهاند، بدین نتیجه رهنمون میشویم که گفتههای آنها با یکدیگر تفاوت نسبتا قابل توجهی دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.