Skip to main content
فهرست مقالات

دیباچه ای بر منطق فهم دین

نویسنده:

علمی-ترویجی/ISC (36 صفحه - از 3 تا 38)

کلیدواژه ها : دین ،منطق فهم دین ،فهم دین ،دین‌پژوهی ،معرفت دینی ،آموزه‌های دینی

کلید واژه های ماشینی : دین، منطق فهم دین، فهم دین، معرفت دینی، فقه، دانش، احکام، اجتهاد، دانش منطق فهم دین، متن، کانون مباحث منطق فهم دین، گزاره‌ها، دوال، فلسفه، علم، مفسر، آموزه‌های، عقل، زبان، منطق فهم دین سازمان علمی، قواعد و ضوابط فهم دین، سنجش، گزاره‌ها و آموزه‌های دینی، ضوابط، تقسیم گزاره و آموزه‌های دینی، استنباط، طرح منطق فهم دین، تقسیم، طرح، فلسفه منطق فهم دین

آیا فهم دین، ممکن است؟ اگر آری، آیا روشمند است؟ و اگر آری، منطق فهم دین چیست؟ برجسته‌ترین سؤال‌های روزگار ما در باب دین‌پژوهی و معرفت دینی است، اما دانش‌های دین‌پژوهی موجود برای پاسخ‌گویی در خور به این دست پرسش‌ها از کمال و کفایت لازم برخوردار نیستند. مؤلف معتقد است: تقسیم ثلاثی دین (عقاید، احکام و اخلاق) تقسیم شاملی نیست. همچنین او مدعی است مدارک دریافت و درک دین بیش از منابعی است که تا کنون در جهان اسلام رایج شده است ضمن این که برخی از مدارک رایج، فاقد حجیت و کارایی برای منبعیت معرفت دینی است. از این رو باید دانش کارآمدتری برای فهم جامع و روزآمد دین سامان یابد. سپس مؤلف برای منطق فهم دین سازمان علمی جدیدی با محوریت «پدیده فهم دین» ـ به عنوان کانون مباحث منطق فهم دین ـ و لحاظ رابطه و مسائل عناصر پنجگانه (مبدأ دین، مدارک دین، مدرک ساحات و غایات دین، مدرک و مفسر دین، منطق ادراک دین با این پدیده ارائه می‌کند، وی در این مقاله پیشنهادهایی را در زمینه دستگاه معرفتی درک کارآمد و روزآمد دین که با پذیرش نقادانه بخش‌های عمده‌ای از دست‌آورد علوم دین‌پژوهی سنتی و جدید، صورت می‌بندد، مطرح کرده است، نویسنده در زمنیه مبانی، مدارک، روش‌ها، قواعد و ضوابط فهم دین و نیز نحوه تقسیم گزاره و آموزه‌های دینی و سازوکار آسیب‌شناسی و سنجش معرفت دینی نظرات تازه‌ای را پیش نهاده است.

خلاصه ماشینی: "باید مباحث و مسائل اصول فقه از مباحث فلسفه فعل اجتهاد (مانند ماهیت، چرایی و ضرورت اجتهاد، تعلیل و تحلیل تکثر و تطور در اجتهاد، بخش‌هایی از مبحث مهم اجزاء،(27) همچنین از مباحث فلسفه فن اجتهاد (فلسفه علم اصول = مانند ماهیت، موضوع، مسائل، ساختار مطالب، غایت، روش‌شناسی، منابع، مبانی مدعیات، ماهیت قضایای اصولی، نسبت و مناسبات این علم با سایر علوم) و همین‌طور از مباحث فلسفه احکام (علل الشرایع) و نیز از فلسفه دین و فلسفه علم فقه، تفکیک گردد و مباحث هریک در قالب دانشی مستقل سامان یابد و به مثابه علوم پیشینی و فرافقهی، تحقیق و تدریس شود و دانش‌پژوهان اصول نیز در حد نیاز خود از آنها منتفع شوند، یا ـ دست‌کم ـ با عنایت و در حد ضرورت، به عنوان پیش آموخت و درآمد دانش اصول، مورد تدریس و تدرس قرار گیرد (چنان که برخی اصولیان، پاره‌ای از این مباحث را تحت عنوان مقدمه در کتابهای خود آورده‌اند)اطاله بلاطائل و طرح احتمالات بلاقائل نیز از دیگر ناراستی‌های علم اصول است؛ راستی را مباحثی از قبیل طلب و اراده،(28) و معنای حرفی، چه میزان در استنباط فقهی دخیل است یا عملا دخالت داده می‌شود؟سازمان رائج علم اصول، فاقد محوری جامع و مانع است، همچنین چیدمان مباحث آن، مرتب و مترتب نیست، گاه مباحث عقلی و غیرزبانی با مباحث لفظی درآمیخته مانند بحث‌های اجزاء، مسأله ضد، اجتماع امر و نهی و تقسیم حکم و واجب و..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.