Skip to main content
فهرست مقالات

دلایل ناکامی نظام برنامه ریزی توسعه در ایران عصر پهلوی دوم

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (24 صفحه - از 181 تا 204)

کلیدواژه ها :

توسعه ،دولت ،برنامه‌ریزی ،نظام برنامه‌ریزی در ایران ،برنامه‌های توسعه ،مهندسی اجتماعی ،ساختار دوگانه

کلید واژه های ماشینی : برنامه، توسعه، دلایل ناکامی نظام برنامه‌ریزی توسعه، دولت، اقتصادی، برنامه‌ریزی توسعه در ایران عصر، نظام برنامه‌ریزی توسعه در ایران، عصر پهلوی دوم، ایران عصر پهلوی، برنامه‌ریزی

بیش از پنجاه سال است که از عمر نهاد برنامه‌ریزی در ایران می‌گذرد و دولت،همچنان این‌ نهاد را مطمئن‌ترین راه توسعه و رشد اقتصادی کشور می‌داند.برنامه‌ریزی برای دولت، مهمترین عامل دلگرمی و امیدوارکننده‌ایی بوده است تا کارگزاران و مجریان آن پیوسته باور داشته باشند،مهمترین و نهایی‌ترین رسالت خود را در قبال جامعه انجام می‌دهند.حال آنکه‌ این منظر،ابتدایی‌ترین درک از سامان برنامه‌ریزی و مهمترین دلیل شکست آن در جامعه ایران‌ (حداقل عصر پهلوی)بوده است. تجربه نظام برنامه‌ریزی در عصر پهلوی دوم نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی دولتی توسعه به‌ دلایل مختلف اجتماعی و سازمانی،پیامدی جز نابسامانی و ایجاد تضادهای چندگانه در لایه‌های زندگی اجتماعی مردم نداشته است.سامان برنامه‌ریزی در کشور بیش از آنکه مترصد توسعه باشد،عاملی برای کنترل آن و تحکیم نفوذ دولت در چرخه اقتصاد،سیاست و فرهنگ‌ بوده است.نظام برنامه‌ریزی که از منظر نظام جهانی در راستای وابستگی و توسعه سراسیمه‌ طراحی و تنظیم شده است،در ایران بر دیکتاتوری دولت و دوگانگی ساختاری در بخش‌های‌ مختلف جامعه افزود. مقاله حاضر،که روند برنامه‌ریزی توسعه در ایران عصر پهلوی دوم را بررسی می‌کند،دو دسته‌ محدودیت‌های عملیاتی و ساختاری را به همراه تعامل و همزیستی نامناسب دولت با سامان‌ برنامه‌ریزی،مهمترین دلیل ناکامی برنامه‌ریزی توسعه در کشور قلمداد می‌کند.

خلاصه ماشینی:

"در مقاله حاضر ضمن توجه به چگونگی استقرار نظام‌ برنامه‌ریزی(سازمان برنامه)در کشور و فعالیت‌های چندگانه آن،هدف این است که عوامل موثر بر ناکامی سامان برنامه‌ریزی توسعه در کشور در عصر پهلوی دوم،مورد بررسی قرار گیرند. به‌طور روشن دو شکل مهم و کلان از محدودیت‌های این نوع توسعه،شامل محدودیت‌های عملیاتی‌ یا اجرایی و فرهنگی یا ساختاری مورد تاکید بوده‌اند که در اینجا به اجمال بیان می‌شوند: الف-محدودیت‌های عملیاتی و مادی؛عواملی مانند برنامه‌ریزی کاملا متمرکز،محرومیت و فقر، وجود تکنولوژی نامناسب و سیاست‌های کلان اقتصادی حکومت‌ها،بی‌قدرتی و ناتوانی مردم برای‌ مشارکت در فعالیت‌ها،همگی به‌عنوان موانعی هستند که درک ابزاری و مکانیسمی از توسعه به وجود می‌آورند. این برنامه با اهداف تسریع در رشد اقتصادی و افزایش درآمد ملی با اتکای‌ بیشتر به توسعه صنعتی و بالا بردن بازده سرمایه،توزیع عادلانه‌تر درآمد،کاهش نیازمندیها به خارج و تنوع بخشیدن به کالاهای صادراتی کشور تنظیم شده بود(سازمان برنامه و بودجه،قوانین برنامه‌ عمرانی چهارم؛سالنامه آماری 1348:بخش بودجه). ما ضمن تاکید بر تعامل دولت و نظام برنامه‌ریزی،عوامل مربوطه را در نگرش و اعتقاد به کارایی سامان برنامه‌ریزی از سوی اصحاب قدرت، نحوه استفاده از قابلیت‌های فرهنگی و ظرفیت‌های ملی،اتکای شدید برنامه‌ها به قیمت و بازار نفت و عدم تشخیص و تعریف جایگاه دقیق سازمان برنامه و بودجه در سامان تشکیلاتی کشور کنکاش‌ می‌کنیم. این نوع برنامه‌ریزی که کاملا معطوف به توسعه اقتصادی است،در اثر عوامل دیگر بویژه عوامل سازمانی و محیطی،سبب نوعی شکاف میان بخش‌های اجتماعی می‌بود که در نهایت به نابسامانی و دوگانگی ساختاری در کشور کمک کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.