Skip to main content
فهرست مقالات

کالبد شناسی مفهوم قدرت

نویسنده:

ISC (27 صفحه - از 35 تا 61)

کلیدواژه ها : قدرت ،قدرت سیاسی ،علوم سیاسی ،جامعه‌شناسی سیاسی ،جوامع ساده ،جوامع پیچیده ،قرآن و قدرت سیاسی

کلید واژه های ماشینی : قدرت ،سیاسی ،اجتماعی ،قدرت سیاسی ،جامعه ،مفهوم ،نهاد ،علم ،حقانیت ،علوم سیاسی ،طبقاتی ،حق ،علوم اجتماعی و سیاسی ،قابلیت ،کلی ،مفهوم قدرت ،انواع ،تعریف ،اراده ،جامعه‌شناسی ،تعاریف قدرت در علوم سیاسی ،مورد قدرت سیاسی ،علم سیاست ،منشأ ،اهداف ،فرهنگ ،آثار ،روابط ،خصیصه نهادیافتگی قدرت اشاره ،قدرت در جامعه‌شناسی سیاسی

قدرت مفهومی است که در بیشتر علوم طبیعی، کلامی، فلسفی و انسانی مورد توجه قرار گرفته است، ولی در علوم اجتماعی و سیاسی طبعا اهمیت ویژه و جایگاه محوری دارد. علما و اندیشمندان هر گروه از زاویه خاصی به توضیح مفهوم قدرت پرداخته‌اند، بعضی با دید طبقاتی به قدرت نگریسته‌اند، برخی دیگر با توجه به آثار قدرت، آن را توضیح داده‌اند و گروهی قدرت را با قابلیت تطبیق داده‌اند که هیچ‌کدام از آنها خالی از ایراد نیست. در مورد قدرت سیاسی، بعضی از جامعه‌شناسان سیاسی به بیان حدود و قیود قدرت اهتمام کرده‌اند و به بیان تفاوت میان قدرت در جوامع ساده و پیچیده و قدرت در جوامع عام و خاص پرداخته و به خصیصه نهادیافتگی قدرت اشاره کرده‌اند. در این نوشتار هر یک از زمینه‌های فوق بررسی و به نکات قوت و ضعف آنها اشاره شده است. سرانجام، سعی شده مفهومی از قدرت ارائه شود که همه انواع آن را دربرگیرد و سپس با بیان ویژگی‌ها، انواع مختلف قدرت متمایز گردد و در نهایت با تبرک جستن به بیان چند نکته قرآنی در مورد قدرت سیاسی این نوشته به پایان می‌رسد.

خلاصه ماشینی:

"نقد و بررسیدر مورد خصیصه اول مارکس باید گفت: این مفهوم محدودتر از مفهوم واقعی قدرت است و این محدودیت از دو سو متوجه تعریف مارکس می‌شود:نخست آنکه قدرت در افراد و گروه‌هایی هم که خصیصه طبقاتی ندارند تحقق‌پذیر خواهد بود، مثل قدرتی که شخصیت‌ها و قهرمانان در طول تاریخ به دست آورده‌اند و خواسته‌ها و اهداف گوناگون خود را بر همه طبقات اجتماعی اعم از سرمایه‌دار و کارگر و فقیر و غنی تحمیل کرده‌اند. با کمی دقت می‌توان گفت بین «فرصت یا مجال» در تعریف وبر و «قابلیت» در تعریف پارسونز تفاوتی از نوع تفاوت میان ظرف و مظروف وجود دارد؛ ولی از سوی دیگر، باید توجه داشت که این دو، هیچ‌گاه از هم تفکیک‌پذیر نیستند و پیوسته قابلیت اجرای تعهدات و امکان تحمیل اراده، برای افرادی که به آن دست می‌یابند، تنها و تنها در چنین فرصت‌ها یا مجال‌های اجتماعی و شرایط ویژه، تحقق‌پذیر خواهد بود و از یکدیگر غیرقابل تفکیک هستند، روشن است که پارسونز در تعریف خود به مظروف نظر کرده، ولی ماکس وبر ظرف اجتماعی آن یعنی فرصت‌ها و مجال‌ها و شرایط اجتماعی را مطرح کرده است. در هر حال، می‌توان گفت فرصت‌هایی در جامعه به وجود می‌آید که در آن کسانی امکان تحمیل اراده خود و اجرای تعهدات را پیدا می‌کنند و دیگران هم ناگزیر از تحمل و پذیرش اراده آنان و به کار بستن تعهدات خواهند بود که این سه حقیقت یعنی «فرصت اجتماعی»، «اعمال قدرت» و «پذیرش قدرت» پیوسته غیرقابل تفکیکند، اما هنگامی که ما مفهوم قدرت را به کار می‌گیریم و از قدرتمند یا مقتدر سخن می‌گوییم، بیشتر به اعمال قدرت یا جنبه فاعلی آن توجه داریم و توجه ما به جنبه انفعالی آن و قابلیت مردمی آن، توجهی فرعی و درجه دوم خواهد بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.