Skip to main content
فهرست مقالات

اقتدار علمی و پژوهشی ایران در منطقه؛ انتباهات و الزامات (در پرتو سند چشم انداز بیست ساله)

نویسنده:

کلیدواژه ها : خودآگاهی ،سند چشم‌انداز ،توسعه‌ی علمی ،اقتدار علمی ،هویت تاریخی ،خودباوری ،اخذ و اقتباس هدفمند ،اطلاعات کافی ،فرایند حل مسئله ،قدرت‌ نقادی علمی ،پژوهش فراگیر

کلید واژه های ماشینی : علمی ،پژوهش ،سند چشم‌انداز بیست‌ساله ،دانش ،ایران ،اسلامی ،توسعه‌ی ،اهداف سند چشم‌انداز ،اطلاعات کافی ،تمدن ،آموزش ،اندیشه ،اهداف سند چشم‌انداز بیست‌ساله ،منطقه ،تولید علم ،غرب ،هدف توسعه‌ی علمی و پژوهشی ،سند چشم‌انداز بیست ،علم و فناوری ،اهداف ،تاریخ ،اهداف سند چشم‌انداز میسر ،توسعه‌ی علمی و پژوهشی ،قدرت نقادی علمی ،نگاه ،نظام آموزشی ،فلسفه ،تمدن غرب ،فرهنگی ،پرتو سند چشم‌انداز

3-3.لزوم توجه به«قدرت نقادی علمی»و ایجاد بسترهای«پژوهش فراگیر» در کشور. برای تحقق آرمان توسعه یافتگی علمی و پژوهشی و تبدیل ایران اسلامی به‌ قدرت بلامنازع دانش و اندیشه‌ی منطقه و رسیدن به اهداف سند چشم‌انداز بیست ساله باید به انتباهاتی چند توجه نمود و به الزاماتی متنوع پاسخ گفت. الف)انتباهات: 1.هویت تاریخی-اسلامی شکوهمند ایران،و تجربه‌ی گرانبهای صدرنشینی‌ علمی جهان،باید مبنای خودآگاهی جامعه‌ی امروز کشور قرار گیرد. 2.هدف توسعه‌ی علمی و پژوهشی بر اغلب اهداف سند چشم‌انداز بیست‌ ساله تقدم فعلی دارد؛به این معنی که تحقق اغلب اهداف سند چشم‌انداز بیست ساله منوط به تحقق توسعه‌ی علمی و پژوهشی و جنبش نرم‌افزاری و تولید علم است و تا آن غایت به فعلیت نرسد،تحقق تام و تمام اغلب‌ اهداف سند چشم‌انداز میسر نخواهد بود. 3.هدف توسعه‌ی علمی و پژوهشی و جنبش نرم‌افزاری و تولید علم،در عین‌ اهمیت استراتژیک و نیز دشواریایی آن،با توجه به پتانسیل‌های موجود، کاملا قابل حصول و حتی زودیاب است و برای تحقق آن باید به الزاماتی‌ چند پاسخ گفت. ب)الزامات: این حوزه از نیاز عرصه‌ی فکر،اندیشه و پژوهش کشور را باید به سه بخش‌

خلاصه ماشینی:

"رهبر معظم انقلاب این‌ تجربه‌ی تلخ را چنین توصیف می‌کند: «یک روز در آغاز گشایش دروازه‌ی زندگی غربی به روی ایران-که پیشرفت بود، علم بود،ماشین بود و ایرانی‌ها هیچ چیز نداشتند-سیاستمداران و متفکران و نخبگان‌ آن روز ما به جای اینکه وقتی آن پیشرفت‌ها را دیدند،به فکر جوشش از درون باشند- کاری که امیرکبیر در زمان ناصر الدین شاه کرد و می‌خواست بکند-شصت سال،هفتاد سال بعد از زمان امیرکبیر،آقایی در دوره‌ی مشروطه پیدا شد که گفت راه نجات‌ کشور ایران این است که جسما و روحا،ظاهرا و باطنا فرنگی شود! سخن بالا به معنی انکار مزایای فراوان همین نظام آموزشی موجود و بویژه به‌ معنای انکار توسعه و گسترش عظیم آموزش عالی نسبت به قبل از پیروزی انقلاب،چه‌ از حیث تعدد رشته‌های علمی(توسعه سطحی آموزشی)و چه از حیث ارتقای مقاطع‌ تحصیلی در هر رشته‌ی علمی؛-یعنی عمق آموزشی-نیست بلکه سخن فوق بیشتر به‌ نکته‌ای توجه دارد که همه‌ی توسعه‌های پیشین در نظام آموزشی،چنانچه به این نتیجه‌ منجر شوند،عالی‌ترین هدف و مهم‌ترین مزیت را نسبت به نمونه‌های مشابه خود کسب‌ کرده‌اند،و آن هم چیزی نیست،جز مسئله‌ی پژوهش محوری!برای رسیدن به هدف‌ مزبور باید به اصلاحاتی کیفی در عناصر ساختاری نظام آموزشی کشور پرداخت. نتیجه‌گیری نتایجی که می‌توان از این جستار کسب کرد عبارتند از: اولا:هویت شکوهمند تاریخی-اسلامی ایران و تجربه‌ی گرانبهای علمی آن،باید مبنای خودآگاهی جامعه‌ی علمی امروز کشور قرار گیرد؛ ثانیا:غایت توسعه‌ی علمی و پژوهشی،بر اغلب اهداف سند چشم‌انداز بیست ساله‌ تقدم فعلی دارد؛ ثالثا:هدف،توسعه‌ی علمی و پژوهشی و جنبش نرم‌افزاری و تولید علم دشواریاب؛ اما زودیاب است و برای تحقق آن باید به الزاماتی روانشناختی،جامعه‌شناختی، سیاسی،فرهنگی و روش‌شناختی پاسخ گفت که اهم این الزامات عبارتند از: 1."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.