Skip to main content
فهرست مقالات

عبید زاکانی، لطیفه سرای قرن سکوت

(12 صفحه - از 146 تا 157)

خلاصه ماشینی:

"باز:ترا به دولت سرمد ز بامداد ازل-مدبران قضا و قدر ضمان کردندباز:جهانگشای جوان بخت شیخ ابو اسحاق-که چرخ پیر جوانی چو او ندارد یاد/کمینه بنده او صد چو رستم دستان-کمینه چاکر او صد چو کیقباد و قباددر مدح شاه شجاع فرزند امیر مبارز الدین محمد، یعنی کسی که در این تاریخ پرهرج‌ومرج و سراسر قتل و خونریزی از جهت سفاکی و خونخواری نظیر و مانند ندارد، چنین می‌گوید:جهان پناه که خورشید پادشاهی چرخگرفتم آنکه ز شاهان روزگار کسیز خاکبوسی این فرخ آستان داردسپاه بیعدد و ملک بیکران داردچنین هنر که تو داری کراست در عالمچنین پدر که تو داری که در جهان دارد؟می‌توان نظر دارد که این قصیده در هنگام گفته شده است که هنوز امیر مبارز الدین به دست شاه شجاع کور نشده بود و مورد احترا شاه شجاع قرار داشته است، و از آنجا که در بیت بعد می‌گوید:عبید را که مربی عنایت تو بودچه غم زنائبه دور دور آسمان داردزهمت تو به پیرانه سر بیاید زودامیدها، که بدین دولت جوان داردمی‌توان حکم کرد که در موقع سرودن این بیت هنوز شاه شجاع به تخت ننشسته بوده است و مربوط به پیش از سال 760 که سال جلوس شاه شجاع باشد مثلا سالهای 756-758 و در این موقع عبید اشاره به پیری خود می‌کند و معلوم است که این پیری از شصت سالگی کمتر نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.