Skip to main content
فهرست مقالات

گفت و گو با شمس آل احمد

مصاحبه شونده:

(12 صفحه - از 5 تا 16)

کلید واژه های ماشینی : استاد شمس آل‌احمد، جلال، کیهان فرهنگی، انقلاب، کتاب، پدربزرگ، گفت‌وگو، استاد شمس آل‌احمد به منزل، خانواده، جوان

خلاصه ماشینی: "کیهان فرهنگی: پدربزرگتان چه سالی فوت کردند؟ استاد شمس آل احمد: ایشان سال 1325 هجری قمری فوت کردند و بعد از او، پدرم دیگر مجال تحصیل بیشتر پیدا نکرد و جانشین پدر و سرپرست سه برادر و دو خواهر کوچکتر از خودش شد. اشتغال عمده پدرتان در تهران به عنوان یک روحانی، در چه اموری بود؟ استاد شمس آل احمد: پدرم موقع فوت پدربزرگم، بیست و یک یا بیست و دو سال داشته و فرزند ارشد خانواده بود و باید طبق عرف، جانشین پدرش می‌شد و به همین دلیل، اداره مسجد پامنار و مسجد لباسچی به عهده او قرار گرفت. کیهان فرهنگی: به‌نظر خودتان، چه عامل یا عواملی در عصیان جلال و شما در سال‌های جوانی علیه خانواده و باورهایشان نقش عمده داشت؟ استاد شمس آل‌احمد: آن زمان، حکومت پهلوی قصد داشت روحانیت شیعه را منهدم کند و چنان فشاری وارد کرد که چند سال خانواده ما نتوانستند از خانه خارج بشوند و ما با چه مکافات و دردسری در خانه، حمام کوچکی ساختیم. کیهان فرهنگی: نسخه‌ای از پایان‌نامه لیسانس جلال در دانشگاه تهران هست که با جوهر آبی نوشته شده و عنوانش «سوره یوسف در قرآن» است، آن را دیده‌اید؟ استاد شمس‌آل احمد: بله، زمانی که جلال ادبیات می‌خواند، استادش دکتر خانلری بود و من هم نسخه‌ای از آن رساله را داشتم و زمانی که به دعوت حاج‌قاسم تبریزی به تبریز رفتم، همه را به او دادم که چاپ کند، نمی‌دانم چه شد، دیگر او را ندیدم. کیهان فرهنگی: استاد ما با اجازه شما اسم این شخص را برای گریز از مشکلات قانونی حذف می‌کنیم، همین آقا در گذشته درباره جمالزاده در، تابی چاپ کرده بود."

صفحه:
از 5 تا 16