Skip to main content
فهرست مقالات

حکایت سیمرغ/ گذری بر داستان سیمرغ در فرهنگ فلسفی و ادبی ایران

نویسنده:

(2 صفحه - از 14 تا 15)

خلاصه ماشینی:

"9 اگر عطار چنین می‌سراید که: سایه خود کرد بر عالم نثار گشت چندین مرغ هردم آشکار صد هزاران سایه بر خاک او فکند پس نظر بر سایه پاک او فکند صورت مرغان عالم سربه‌سر سایه اوست این را بدان ای بی‌هنر این بدان چون این بدانستی نخست‌ سوی آن حضرت نسب کردی درست‌10 و یا در سرانجام منطق الطیر،آن‌جا که بازماندگان‌ طیور به بارگاه سیمرغ بارمی‌یابند،به این حقیقت‌ می‌رسند که هرچه در جهان وجود دارد،سایه این‌ فرشته مقرب الهی است و در وجود سیمرغ،کمال‌ باطنی خود را می‌یابند و به تعبیر ملا صدرا به آن‌ متصل و سپس با آن متحد می‌گردند: هر لباسی کان به صحرا آمده‌ست‌ گر تو را سیمرغ بنماید جمال‌ سایه را سیمرغ بینی بی‌خیال‌ گر همه چل مرغ و گر سی مرغ بود هرچه دیدی سایه سیمرغ بود سایه را سیمرغ چون نبود جدا گر جدایی گویی آن نبود روا گر تو را پیدا شود یک فتح باب‌ تو درون سایه بینی آفتاب‌ سایه درخورشید گم بینی مدام‌ خود همه خورشید بینی والسلام‌11 سهروردی رساله آواز پر جبرئیل را در دفاع از سخن ابو علی فارمدی که گفته بود"بیشتر چیزها که حواس تو مشاهده آن می‌کند همه از آواز پر جبرئیل است‌"12تصنیف کرده است و این عبارت‌ مضمون اشعار عطار است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.