Skip to main content
فهرست مقالات

یادداشت های منتشر نشده روزانه ناصر الدین شاه(2)

نویسنده:

ISC (13 صفحه - از 38 تا 50)

کلید واژه های ماشینی : ناهار، قرقاول، اسب، آب، مجد الدوله، ملیجک، خوب، شهر شوال، مجد الملک، اصل

خلاصه ماشینی:

"بعد راندیم نزدیک شدیم به امین اقدس،دیدم آقا عبد الله پیاده شده‌ شلاق می‌زند به در کون قاطر ملیجک،دیروز امین السلطان این قاطر را خریده بود و تعریف زیادی نوشته بود که امروز در تهران همچه قاطر هیچ‌ کس ندارد. بعد همه پیشخدمت‌ها و سوارهای زیادی را فرستادیم رفتند پائین،میر شکار و آدم‌هایش هم همه رفته بودند من ماندم، مجد الدوله و ملیجک و آقادائی با دو سه نفر دیگر این را گرفته دوباره‌ رفتیم به سنگ‌چین سنگ سفید،پیاده شده نشستیم،سایه سنگ‌چین‌ قوچ‌ها هم همین‌طور خوابیده بودند. میرشکار هم از ولی‌آباد به این سمت جلو افتاد آمدیم به کندلیکان‌[24]و این‌جا اول جایی است که در پرتگاههای‌ راه نرده گذاشته‌اند و هرچند قدم فاصله سکویی از سنگ و آهک بالا آورده‌ وسط آن را چوب کشیده‌اند اما چون چهار[سال‌109]قبل حکم شده‌ بود این نرده را بکشند از آن وقت تا به حال قدری مستعمل‌تر شده است. توی دهنش زده بود و بعد اسب سر دو پا ایستاده،نتوانسته بود نگاه دارد ول‌ کرده بود،بعد از همه‌[48]تفصیلات،آقا پسر ابراهیم خان پیاده از جلو برگشت و خیلی شجاعت کرده اسب را گرفت،حالا که گرفته‌اند،باز این‌ اسب شریر را حکیم الممالک و آدمش نمی‌توانند نگاهدارند. این شعر را هم بازگفتم خواند: من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد در این دیر خراب آبادم قهوه‌چی‌باشی و ناظم خلوت که رفته بودند سر راه طالقان حالا که یک‌ ساعت از شب شنبه بیست و چهارم رفته است،من شام می‌خوردم آمدند. روز پنجشنبه بیست و نهم‌[شهر شوال‌] امروز باید اردو برود توی جنگل،توی دره سمت راهی که به طرف‌ طالقان می‌رود،که چند روز پیش همین‌جا آمده بودیم ناهار خوردیم، جای اردو را هم معین کرده بودیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.