Skip to main content
فهرست مقالات

چون گل صد برگ، ما را بو یکی است/ همگرایی در ادب فارسی

نویسنده:

(2 صفحه - از 10 تا 11)

کلید واژه های ماشینی : بو، همگرایی، فیلم، مثنوی، صلح، مدارا، انسان، ترک، سخن، جمع

خلاصه ماشینی:

"غیر از«فیه ما فیه»،مولوی همین مضمون را در مثنوی نیزپرورانده است: {Sبر مسلمانان نمی‌آری تو رحم#مؤمنان خویشند و یک تن شحم و لحم#رنج یک جزوی ز تن رنج همه است#گر دم صلح است یا خود ملحمه است11S} همان‌گونه که اعضای بدن آدمی بر هم حسد نمی‌ورزند،بخل نمی‌آورند،علیه یکدیگر آتش کینه نمی‌افروزند و در حمایت وجانبداری از هم کم نمی‌گذارند،اعضا و اجزای اجتماع نیز باید چنینباشند و اگر نبودند،این مجموعه را از متلاشی شدن و ویرانی گریزینیست: {Sجان حیوانی ندارد اتحاد#تو مجو این اتحاد از روح باد#گر خورد نان این نگردد سیر آن#ورد کشد بار این نگردد آن گرانS}&%03509AHZG035G% {Sبلکه این شادی کند از مرگ آن#از حسد میرد ببیند برگ آن#جان گرگان و سگان از هم جداست#متحد جان‌های شیران خداست12S}مردمی که از بار همدیگرگران نشوند و یکی از مرگ دیگریشادمان گردد،محکوم به خواری وفنا هستند و درمان آن مروت ومداراست: {Sآسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است#با دوستان مروت،با دشمنا مداراS}و این‌گونه نگریستن به دوست و دشمن میراث بری از احادیثنبوی است:«امرنی ربی بمداراء الناس کما امرنا باقامه الفرائض؛پروردگارم به من فرمان داد که با مردم مدارا کنم،همان‌گونه که فرمانداد تا نماز را برپا دارم». اما آنان که تنها به قومیتو نژاد و رنگ و ژن خود دیده گشوده‌اند،در زیر این خروارها نام وننگ،انسان بودن خویش را گم کرده و اندیشه همگرایی و نوع دوستیرا به کناری نهاده‌اند: {Sهنوز از بند آب و گل نرستی#تو گویی رومی و افغانی‌ام من#من اول آدم بی‌رنگ و بویم#از آن پس هندی و تورانی‌ام منS}همو در جایی دیگر از دیوان اشعارش می‌گوید: {Sنه افغانیم و نی ترک و تتاریم#چمن زادیم و از کی شاخساریم#تمیز رنگ و بو بر ما حرام است#که ما پروردۀ یک نو بهاریم16S}با مقایسه این دو جهان می‌توان دریافت که سخنگویان پارسیو آشنایان به فرهنگ و ادب اسلامی،چه اندازه در ترسیم جهان‌هایزیبا در نگاه مردمان،چیره دست بوده‌اند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.