خلاصة:
در این مقاله، اثرات شوکهای درآمد نفتی بر بخشهای مختلف اقتصاد ایران را بررسی میکنیم. ما از دادههای فصلی اقتصاد ایران از 1988:2 تا 2011:1 برای تجزیه و تحلیل یک مدل VAR با پارامترهای متغیر در طول زمان با روش بیزی استفاده میکنیم. نتایج نشان میدهد که در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990، اثرات مثبت درآمد نفت عمدتاً در بخشهای صنعتی و نفتی ظاهر شد، که تقریباً هیچ تأثیری بر بخش خدمات و تأثیر منفی بر بخش کشاورزی نداشت. در دهه 2000، درآمد نفت نسبتاً در بخش صنعتی کمتر مؤثر است، در حالی که در بخشهای کشاورزی و خدمات مؤثرتر است. در این مقاله، فرضیه همگرایی به سمت ایالات متحده آمریکا را با استفاده از آزمون ایستایی KPSS انعطافپذیر فوریه بکر و همکاران (2006) در دوره 1960-2009 آزمایش کردیم. آزمون ذکر شده میتواند با استفاده از یک مؤلفه فرکانسی از یک تابع فوریه، تعداد و شکل نامشخص شکستهای ساختاری را کنترل کند. نتایج ما نشان میدهد که کشورهای فقیر تقریباً فقیر میمانند و کشورهای ثروتمند تقریباً ثروتمند میمانند. کره جنوبی، هنگ کنگ، سنگاپور، تایوان، هند، مالزی و چین توانستند از بنبست عقبماندگی فرار کنند و کشورهایی مانند جمهوری آفریقای مرکزی، کنگو، ساحل عاج، گامبیا، گینه، هائیتی، کنیا، رواندا و سنگال از ایالات متحده آمریکا دور شدند و وارد دام فقر شدند.
ملخص الجهاز:
این مقاله در دو راه اصلی به ادبیات موجود کمک میکند: اول، ما یک مدل VAR با پارامترهای متغیر با زمان تخمین میزنیم و دوم، تولید را به ارزش افزوده بخشهای مختلف اقتصاد تفکیک میکنیم.
مشارکت دوم این مقاله در مورد تفکیک تولید ناخالص داخلی به ارزش افزوده بخشهای کشاورزی، صنعتی، نفت و خدمات است.
از آنجایی که درآمد نفت عامل اصلی تعیین کننده سطح فناوری است (به اسفهانی و همکاران (2012) و مجاب و برکچیان (2011) مراجعه کنید)، این بدان معناست که بخش کشاورزی وابستگی کمتری به درآمدهای نفتی دارد.
(2012) و Mojab and Barakchian (2011) و بحث این مقاله در مورد اهمیت تجزیه تولید ناخالص داخلی به ارزش افزوده بخشهای مختلف (به مقدمه مراجعه کنید)، بردار متغیرهای درونزا زیر را برای مدل VAR انتخاب میکنیم: (4) که در آن بردار متغیرهای درونزا در (1) است.
IRF ارزش افزوده بخشهای نفت، کشاورزی، صنعت و خدمات به یک تکانه مثبت به درآمد نفت به ترتیب در شکلهای 1 تا 4 گزارش شده است.
تأثیر تکانه درآمد نفت در بخش خدمات تقریباً در همه زمانها مثبت است، اما در مقایسه با بخشهای صنعت و نفت (شکل 4) نسبتاً کوچک است.
برخی دورهها وجود دارد که در آن تکانههای درآمد نفت باعث کاهش ارزش افزوده بخش کشاورزی شده است.
شکل 4 نشان میدهد که در این دوره، درآمد نفت تقریباً بر بخش خدمات بیاثر است، اما ارزش افزوده بخشهای صنعت و نفت را بیشتر از هر زمان دیگری تغییر میدهد.
در این دوره، درآمد نفت در بخش صنعت کمتر مؤثر است، در حالی که در بخشهای کشاورزی و خدمات مؤثرتر است.