ملخص الجهاز:
پس باران ببارد بر (اثل)، و بر (البدیع)، و بر (دیباج)، و بر (حمسا)، و بر (الرمل)، و بر (الدکداکا) بلاج: دره کوچکی است که در جنوب روستای القمری با وازان تلاقی میکند؛ ابن هتیمل شاعر گفت: پس (قاسم) از من جدا شد و دنیا تاریک گشت، با فروپاشی چراغ پرتابش که میدرخشید من از موج خروشان و شیرین مینوشیدم، پس کی برای من یک جرعه از (بلاج) میسر میشود؟ بیش: بزرگترین دره در منطقه است؛ ابو دهبل الجمحی گفت: سلامت باشی ای مادر دهبل، پیش از آنکه دوری کنی و از زمان و روزگار کوتاه شوی و یادآور باش که شتران به سوی شما بازگردند پس از آنکه به سوی مصر شتافتند گمان مبر که تو را فراموش کردهام، وقتی که (بیش) و آنچه در پشت سرم گذشت، تغییر کرد و ابو دهبل الجمحی برای برخی مکانها در المخلاف السلیمانی در شعر خود سهمی دارد و برخی قصاید خود را با نام (بیش) آغاز کرده است، آنجا که میگوید: آیا آن مهمان بازگشته از خاندان سلمی است؟ که (الم) و (بیش) در میان سلمی و (جبجب) قرار دارند و ربیعة الیمنی در خطاب به پادشاه الصلیحی گفت: در روز (بیش) تو را به وقایع جنگ پیوند زدم، و بزرگترین آنها روز مسابقه بود و همچنین گفت؛ اگر (بیش) را با شهر (الزرائب) مقایسه کنیم، شهرِ عمارة بن الحسن الحکمی معروف به الیمنی است که پادشاه الصلیحی را مدح میکرد: پس صبح کردم در حالی که (بیش) و (الزرائب) و نیز نیزهها، و هر جنگجوی توانمندی در عشق تو شتابان هستند و شاعر ابن هتیمل در خطاب به کارگزار پادشاه المظفر گفت: و (بیش) با وجود شما همچون عروسی تازه و شاداب گشت، که عاشق خلوتها، باکره و جوان است و الجراح بن شاجر الذروی (قرن دهم) گفت: و جنگندگان (بیش) از قبایل الخصیب، که عادتشان مشهور است و پوشیدهای ندارند بیض: درهای از درههای شمال منطقه در مسیر جازان - ابها است و آب آن در اطراف این مسیر در زمستان و تابستان قطع نمیشود.