خلاصة:
مسئله نوشتار حاضر این است که به ارزیابی نسبت بین ترجمه و انتقال فرهنگی در دوره ناصرالدین شاه قاجار بپردازد، بر اساس روش تحلیل تاریخی می توان گفت که ایران در قرن سیزدهم هجری با وضعیتی متفاوت در دنیای پیرامونی مواجه گردید؛ اروپای این عصر ضمن درنوردیدن تحولات مختلف سیاسی، فلسفی و صنعتی به سوی شرق حرکت کرد و ترجمه در این فضای به مثابه کانال انتقال فرهنگی معنا یافت که دستاورد جامعه مبدا (فرنگ) را به جوامع مقصد( ایران و سایر جوامع مسلمان) منتقل سازد. اما این یک انتقال ساده نبود به ویژه با آگاهی گروههای فرهنگی جوامع شرق از ماهیت تحولات و متون اروپایی برآمده از آن نوعی دوگانهی«سازش- ستیز» شکل گرفت که تا مدتها نیز تداوم یافت؛ در میان مترجمان و برخی نهادهای دولتی که برای ترجمه تشکیل شده بودند معیارهای گوناگونی برای ترجمه انتخاب می شد که عمده ترین دلایل آن را می توان معیارهای درونی و معیارهای بیرونی دانست. عوامل درونی را خود آثار، هنجارها و الگوهایی که ارایه میدادند تعیین میکردند. این مسئله به انگیزههای موجود برای هر مترجم ارتباط دارد. معیارهای بیرونی نیز به مسئله قدرت سیاسی و نقش آن در جهت بخشیدن به ترجمه ها و انتخاب نوع آثار ربط داشت.
ملخص الجهاز:
از میان آثار ترجمه شده برای کسب اطلاعات بیشتر و الگوبرداری از مسائل اروپایی، ترجمه کتاب تاریخ انحطاط و سقوط امپراتوری روم بود که یکی از نخستین ترجمهها از زبان اروپایی محسوب میشود و سپس توسط فردی ایرانی به نام میرزا رضا مهندس باشی در سال 1869م به فارسی ترجمه شد.
از میان آن گروه از دانشجویان اعزام شده به اروپا در دوره عباس میرزا، میرزا سید جعفر خان مشیر دوله و مهندس باشی بودند که فنون نظامی را آموختند در بریتانیا بودند و مدت کوتاهی پس از بازگشت، در دوره محمد شاه به عنوان مدرس ریاضی به ایران بازگشتند، به طوری که با کسب علوم مدرن، رسالهای مرزی درباره اختلافات منطقهای میان ایران و عثمانی و وضعیت مرزی آنها نوشت؛ هرچند میرزا رضا مهندس یک مهندس توپخانه بود، اما بیشتر فعالیت او در زمینه ترجمه بود و در دهههای نخست دوران ناصرالدین شاه، مترجم کتاب تاریخ انحطاط امپراتوری روم بود که آن را از انگلیسی به فارسی ترجمه کرد.
سپس اسعد بختیاری کتاب لویی چهاردهم اثر الکساندر دوما را ترجمه کرد، و محمد طاهر میرزا کتاب تاریخ فردریک دوم را ترجمه نمود و کتاب تاریخ انقلاب فرانسه اثر الکساندر دوما را با هدف آگاهیبخشی به دربار ایران، به ویژه پادشاه قاجار، در مورد تحولات جدید جهانی ارائه کرد؛ به گونهای که کتاب تاریخ اقتصادی شرق یا کتاب مبارزه روسها و ژاپن که توسط میرزا باقرخان از زبان فرانسوی به ترکی ترجمه شده بود، به عنوان بررسی شرایط جهانی در آستانه انقلاب مشروطه در ایران مورد توجه قرار گرفت؛ چرا که بارزترین ویژگی ترجمههای تاریخی درباره مسائل انقلابها و تحولات سیاسی جهان غرب، در گرو فراوانی آگاهی، جنبش اجتماعی و احیای سیاسی در جامعه است.