ملخص الجهاز:
و در واقعیت، حقیقتی برای "هامه" وجود ندارد؛ همان چیزی که عربهای دوران جاهلیت گمان میکردند پرندهای است که از استخوانهای مقتول یا سر او پدید میآید و مدام فریاد میزند: از من انتقام بگیرید تا زمانی که انتقامم گرفته شود، و در این مورد ذوالاصبع العدوانی خطاب به پسرعموی خود میگوید: یا عمرو مگر اینکه از دشنام دادن و عیبجویی من دست برداری من تو را میزنم تا آنکه بگویی ای هامه (پرنده انتقامجو) مرا سیراب کن و معنای نفی بیماری واگیردار این نیست که وجود ندارد، بلکه معنایش این است که اثر نمیگذارد مگر به اراده خداوند متعال؛ پس بیماری واگیردار وجود دارد، و صحیح آن است که ممکن است فردی از اثر بیماری واگیردار بیمار شود، و پیامبر-صلی اللّه علیه و سلم- نهی فرمودند که صاحب شتران بیمار، شتران خود را از ترس بیماری واگیردار، نزد شتران صاحب شتران سالم نیاورد، و در این باره حدیث شریف میفرماید: (لا یودن ممرض علی مصح).
و کسی که گمان میکند عدم اعتقاد مؤمن به اثرگذاری بیماری واگیردار نوعی توکلِ کاذب (خودباوری بیجهت) است، به خطا رفته است و این از توکل نیست؛ زیرا حدیث اشارهای روشن به پیوند دادن امور به منابع حقیقی آنها دارد، پس حقیقتِ ابتلا به بیماری، اراده خداوند متعال است، و حقیقتِ موفقیت یا شکست در امور نیز به خداوند و همچنین به اسباب ظاهری بازمیگردد، پس کسانی که اعتراض میکنند بر بخش اول حدیث نبوی شریف (لا عدوی) اعتراض میکنند، اما از بخش دوم آن (و لا طیرة) غافل میشوند؛ در این عبارت اشارهای روشن وجود دارد به اینکه همه امور دارای اسبابی هستند که نباید نادیده گرفته شوند، و برای کسی که به خدا و رسول او و به سنت الهی در جهان ایمان دارد، شایسته نیست که تنها به دلیل بدبینی (طیره)، یعنی دیدن پرندهای که از سمت راست یا چپ او عبور میکند، بازگردد یا مسیر خود را تغییر دهد.