ملخص الجهاز:
و از برادران ادیب و ناشر خود -در حالی که قصد دارم درباره میزان توجه غربیها به هزار و یک شب و داستان عنتره سخن بگویم- آرزو دارم که دو امر زیر را محقق سازند: اولاً- بازنگری در داستانهای «هزار و یک شب»، «عنتره» و دیگر داستانهای عامیانه، تهذیب آنها، پاکسازی از الفاظ رکیک و بازنویسی آنها در صورت ضرورت، و سپس چاپ با کیفیتی بالا، آراسته به تصاویر هنری زیبا؛ و اشکالی ندارد اگر از آنچه غربیها در این زمینه انجام دادهاند کمک گرفته شود، چرا که هنرمندان و کارگردانان آنها واقعاً آثار درخشانی خلق کردهاند، به طوری که چاپهای بسیار شیکی از داستانهای برگزیده «هزار و یک شب» منتشر شده است که مردم در جشنها و شادیهای خود هدیه میدهند، بزرگسالان پیش از کودکان به سراغ آن میروند و زنان و مردان در تهیه آن با هم رقابت میکنند.
سخنی که باور کردنش دشوار است - هرچند منتقدان تا به امروز حتی بر سر نسب شکسپیر نیز اتفاق نظر ندارند - اما ما میتوانیم با قاطعیت بگوییم که شکسپیر از طریق ترجمهها و نقلقولهایی که به شکلی به او رسیده است، بر بسیاری از شاهکارهای ادبی عرب واقف بوده است؛ چنان که در رمان «اتلو» - که خلیل مطران آن را عربی کرده و نام «عطیل» را برای آن برگزیده است، که از نظر ما خطایی فاحش است زیرا نام صحیح عربی «عطاء الله» میباشد - و در در رمان مکبث، و در رمان «رومئو و ژولیت»، موقعیتهای بسیاری مییابیم و جملات بسیاری میخوانیم که شباهتها و نمونههای مشابه آنها در ادبیات عربی کهن ما وجود دارد؛ چنان که داستان پریان در شکسپیر، داستان چهار پیرزن را یادآور میشود که در «امالی القالی» درباره آن مردی که مرکب خود را از دست داده بود روایت شده است، و داستان «رومئو و ژولیت» نیز داستان «وضاح الیمن» و قصیده مشهور او را یادآوری میکند که در آن معشوقهاش را در برج استوارش چنین خطاب قرار میدهد: ای باغ همسایگانتان که سپیدهدم است# پس دل نه سرگرم است و نه صبور گفت: آگاه باش که به خانه ما وارد نشو..