Skip to main content
فهرست مقالات

وجود و ضرورت با تکیه بر آرای تیموتی ویلیامسون

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (22 صفحه - از 83 تا 104)

کلیدواژه ها :

وجود منطقی ،انضمامی بودن ،اوصاف جهت مند ،ویلیامسون ،اشیای ممکن

Necessary existence ،logical existence ،barcan formula ،actualism ،possibilism ،unrestricted quantification ،possibilia ،modal properties

کلید واژه های ماشینی : تیموتی ویلیامسون ، ﻣﻌﺎدل اﻧﻀﻤﺎﻣﻲﺑﻮدن ، | ﺻﻮرت ، ﻣﺘﻔﺎوﺗﻲ ﺑﻪ ﺳﺆال ، ﻣﻲﺗﻮاﻧﻴﻢ ﺑﻪ ﺻﻮرت ، اﮔﺮ ﻣﺎ ﺻﺤﺒﺖ از ﻣﻮﺟﻮدات ، اﺳﺖ اﻳﻦ ﺳﺆال ، در ﻣﻔﻬﻮم ، درﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﻲﺗﻮان ﺑﺎ ﺟﺎﻧﺸﻴﻦﻛﺮدن ﻋﺒﺎرات ، ﻣﺸﻜﻞ ﻫﺴﺘﻴﺪ و ﺳﺆال

با رجوع به فهم و درک عرفی متوجه این مطلب می شویم که تلقی عامه وجود داشتن را امری ممکن می داند و صحبت از ممکن بودگی موجودات را سخنی معقول و بدیهی تلقی می کنند. این تلقی از مفهوم وجود، مستلزم این است که وجود در جایگاه محمول جمله باشد و در ردیف اوصاف عادی به شمار آید، زیرا بنابر چنین برداشتی مصادیق وجود همانند مصادیق اوصاف عادی از وضعیت ممکنی به وضعیت ممکن دیگر تغییر می کنند و این مطلب بازگوکننده مفهوم ممکن بودگی موجودات است. در مقابل چنین دیدگاهی، برخی از فلاسفه معتقدند «وجودداشتن» صفت ضروری اشیاست و نمی تواند همانند اوصاف عادی در جایگاه محمولی جمله قرار گیرد. این تلقی مفهوم وجود را، همانند اوصاف منطقی، ضروری می داند و معتقد است وجود اشیا در مفهوم منطقی در دامنه تمامی جهان های ممکن ثابت است، و این یعنی این که باید در کنار سخن گفتن از وجود اشیای انضمامی، از وجود اشیای ممکنی سخن گفت که به واسطه داشتن اوصاف جهت مند همانند اشیای انضمامی در مفهوم منطقی وجود دارند. لینسکی، زالتا، و ویلیامسون از جمله نمایندگان بارز چنین تفکری هستند.

خلاصه ماشینی:

"‬‬‬‬‬‬ ‫ﻓﺎرغ از ﺑﺤﺚﻫﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﭘﻴﺪاﻳﺶ ﻣﻨﻄﻖ ﺟﺪﻳﺪ، اﻳﻦ ﺳﺆال ﻣﻄﺮح ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﻪراﺳـﺘﻲ‬‬‬‬‬‬ ‫ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲﺗﻮان ﺑﺎ درﻧﻈﺮﮔـﺮﻓﺘﻦ وﺟـﻮد ﺑـﻪ ﻋﻨـﻮان ﻣﺤﻤـﻮﻟﻲ درﺟـﻪ دوم، از ﻣﻤﻜـﻦﺑـﻮدﮔﻲ‬‬‬‬‬‬ ‫ﻣﻮﺟﻮدات ﻛﻪ اﻣﺮی ﺷﻬﻮدی اﺳﺖ دﻓﺎع ﻛﺮد؟‬‬‬‬‬‬ ‫ﻫﻤﺎنﻃﻮر ﻛﻪ اﺷﺎره ﺷﺪ ﺻﺤﺒﺖ از ﻣﻤﻜﻦﺑﻮدﮔﻲ ﻣﻮﺟﻮدات از ﻳﻚ ﻃﺮف اﻣﺮی ﺑـﺪﻳﻬﻲ و‬‬‬‬‬‬ ‫ﺷﻬﻮدی اﺳﺖ، اﻣﺎ از ﻃﺮف دﻳﮕﺮ اﻳﻦ ﺗﻠﻘﻲ ﺑﺎ درﻧﻈﺮﮔﺮﻓﺘﻦ ﻣﻔﻬﻮم وﺟـﻮد، ﺑـﻪﻣﺜﺎﺑـﺔ ﻣﺤﻤـﻮﻟﻲ‬‬‬‬‬‬ ‫درﺟﻪ اول، ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ را ﺑﺮای ﻇﻬﻮر ﻧﻈﺮﻳﺎت ﻫﺴﺘﻲﺷﻨﺎﺳﺎﻧﻪای ﻧﻈﻴـﺮ ﻣﻤﻜـﻦﮔﺮاﻳـﻲ ﺑـﻪ ﺷـﻜﻞ‬‬‬‬‬‬ ‫ﻛﻼﺳﻴﻚ آن ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ اﺻﻮل و ﻣﻮازﻳﻦ ﻣﻨﻄﻖ ﻛﻼﺳﻴﻚ ﻛﻪ وﺟﻮد را ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ درﺟـﻪ‬‬‬‬‬‬ ‫دوم ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻣﻲآورد در ﺗﻌﺎرض اﺳﺖ. )Williamson‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ ‫‬ ‫ درﻧﻬﺎﻳﺖ در ﻣﻮرد ﻧﺎمﮔﺬاری اﺷﻴﺎی ﻣﻤﻜﻦ ﻣﺤﺾ وﻳﻠﻴﺎﻣﺴﻮن ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻻزﻣـﺔ‬‬‬‬‬‬ ‫ﺷﻲءﺑﻮدن اﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ دارای ﻳﻚ اﺳﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻠﻜﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ اﺷﻴﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳـﻚ‬‬‬‬‬‬ ‫ﻣﺘﻐﻴﺮ ﭘﺎﺑﻨﺪ در داﻣﻨﺔ ﺳﻮر ﻗﺮار ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ ﻛﺎﻓﻲ اﺳﺖ و از آنﺟﺎ ﻛﻪ اﺷﻴﺎی ﻣﻤﻜـﻦ ﻣﺤـﺾ در‬‬‬‬‬‬ ‫داﻣﻨﺔ ﺳﻮر وﺟﻮدی ﻗﺮار ﻣﻲﮔﻴﺮﻧﺪ، دﻳﮕﺮ ﻟﺰوﻣﻲ ﻧﺪارد ﻛﻪ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻧﺎمﮔﺬاری ﭼﻨﻴﻦ اﺷﻴﺎﻳﻲ‬‬‬‬‬‬ ‫ﺑﺎﺷﻴﻢ زﻳﺮا ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎل ﻳﻚ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻓﺮدی، ﻣﺘﻐﻴﺮی اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺟﺎﻳﮕـﺎه اﺳـﻤﻲ ﺟﻤﻠـﻪ ﻗـﺮار‬‬‬‬‬‬ ‫ﻣﻲﮔﻴﺮد و ﻫﻤﻴﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺑﺮای ﻣﺎ ﻛﻔﺎﻳﺖ ﻣﻲﻛﻨﺪ (7‌0‌2‌ :0‌0‌0‌2‌ ,‪ . ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ از وﺟﻮد، ﺑﻪ اﻋﺘﻘﺎد وﻳﻠﻴﺎﻣﺴـﻮن، ﺑـﻪ ﻣﻌﻨـﺎی‬‬‬‬‬‬ ‫‬ ‫ ﻣﻨﻄﻘﻲ وﺟﻮد اﺷﺎره دارد و زﻣﺎﻧﻲ ﻛـﻪ ﻣـﺎ از ﭼﻴـﺰی ﻛـﻪ ﺻـﻔﺖ ﻳـﺎ راﺑﻄـﻪای را دارد ﺳـﺨﻦ‬‬‬‬‬‬ ‫ﻣﻲﮔﻮﻳﻴﻢ ﺑﺎﻳﺪ ﺣﺪاﻗﻞ آن ﭼﻴﺰ در ﻣﻌﻨﺎی ﻣﻨﻄﻘﻲ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷـﺪ (8‌1‌-7‌1‌ :‪ )ibid‬و از آنﺟـﺎ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ ‫ﻛﻪ اﺷﻴﺎی ﻣﻤﻜﻦ ﻣﺤﺾ در زﺑﺎن ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ وﻳﻠﻴﺎﻣﺴﻮن ﻫﻤﺎﻧﻨـﺪ اﺷـﻴﺎی اﻧﻀـﻤﺎﻣﻲ ﺑـﻪ‬‬‬‬‬‬ ‫ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻣﺘﻐﻴﺮ آزاد در داﻣﻨﺔ اﺷﻴﺎ وﺟﻮد دارﻧﺪ، اﻟﺒﺘﻪ ﺑـﺎ اﻳـﻦ ﺗﻔـﺎوت ﻛـﻪ آنﻫـﺎ ﻓﻘـﻂ دارای‬‬‬‬‬‬ ‫ﺻﻔﺎت ﺟﻬﺖﻣﻨﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻣﻲﺗﻮان از وﺟﻮد ﺿﺮوری اﺷﻴﺎ ﻛﻪ ﻫﻤـﺎن وﺟـﻮدداﺷـﺘﻦ در ﻣﻔﻬـﻮم‬‬‬‬‬‬ ‫ﻣﻨﻄﻘﻲ اﺳﺖ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺖ."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.