Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی سراینده یازده رباعی دخیل مشترک در رباعیات خیام و حافظ با تکیه بر تاریخ نسخ و نکات سبکی و محتوایی

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (20 صفحه - از 1 تا 20)

کلیدواژه ها :

حافظ ،سبک شناسی ،سبک شناسی ،quatrains ،نسخه پژوهی ،نسخه پژوهی ،Khayam ،خیام ،رباعیات ،Hafiz رباعیات

Hafiz ،Paleography ،Stylistics ،Khayam ،quatrains

کلید واژه های ماشینی : رباعیات ، خیام ، نسخ ، حافظ ، انتساب ، رباعیات خیام ، شاعر ، صحت انتساب رباعیات منسوب ، رباعیات منسوب به خیام ، مورد صحت انتساب رباعیات خیام

بسیاری از رباعیات منسوب به خیام در جای جای متون نظم فارسی به نام شاعران دیگر نیز ضبط شده ﺍست. این امر علاوه بر ایجاد تردید در مورد صحت انتساب رباعیات خیام، انتساب چنین رباعیاتی را به شاعران دیگر نیز دشوار ﻣﻰسازد. اختلاف در انتساب رباعیات تا حدی است که گاه برای یک رباعی نام هفت شاعر در منابع مختلف درج گشته است. بیش از یک سده است که پژوهشگران ایرانی و خارجی درباره صحت انتساب این قبیل رباعیات تحقیق کردهﺍند اما ضرورت پژوهشﻫﺎی بیشتر در این زمینه همچنان به قوت خود باقی است. با این که صحت انتساب رباعیات منسوب به حافظ هم پیشتر به وسیله‌ استادانی چون مسعود فرزاد، محمدامین ریاحی و دیگران مورد تحقیق قرار گرفته، هنوز راهی طولانی پیش روی پژوهشگران این حوزه برای تحصیل واقعیت وجود دارد. در مقاله‌ حاضر با مطالعه یازده رباعی که هم به خیام و هم به حافظ منسوب شده، صحت انتساب این رباعیات به دو شاعر بررسی و نقد شده است. پس از ذکر محل و تاریخ انتساب رباعیﻫﺎ به هر یک از دو شاعر، به سبک شناسی زبانی و سابقه تاریخی رباعیات و سنجش مضمون آنﻫﺎ با مضامین رباعیات اصیل خیام پرداخته شده، در نهایت با رد تعلق آنﻫﺎ به خیام و حافظ، انتسابشان به شاعری دیگر بیان شده است.بسیاری از رباعیات منسوب به خیام در جای جای متون نظم فارسی به نام شاعران دیگر نیز ضبط شده ﺍست. این امر علاوه بر ایجاد تردید در مورد صحت انتساب رباعیات خیام، انتساب چنین رباعیاتی را به شاعران دیگر نیز دشوار ﻣﻰسازد. اختلاف در انتساب رباعیات تا حدی است که گاه برای یک رباعی نام هفت شاعر در منابع مختلف درج گشته است. بیش از یک سده است که پژوهشگران ایرانی و خارجی دربارة صحت انتساب این قبیل رباعیات تحقیق کردهﺍند اما ضرورت پژوهشﻫﺎی بیشتر در این زمینه همچنان به قوت خود باقی است. با این که صحت انتساب رباعیات منسوب به حافظ هم پیشتر به وسیله‌ استادانی چون مسعود فرزاد، محمدامین ریاحی و دیگران مورد تحقیق قرار گرفته، هنوز راهی طولانی پیش روی پژوهشگران این حوزه برای تحصیل واقعیت وجود دارد. در مقاله‌ حاضر با مطالعة یازده رباعی که هم به خیام و هم به حافظ منسوب شده، صحت انتساب این رباعیات به دو شاعر بررسی و نقد شده است. پس از ذکر محل و تاریخ انتساب رباعیﻫﺎ به هر یک از دو شاعر، به سبک شناسی زبانی و سابقة تاریخی رباعیات و سنجش مضمون آنﻫﺎ با مضامین رباعیات اصیل خیام پرداخته شده، در نهایت با رد تعلق آنﻫﺎ به خیام و حافظ، انتسابشان به شاعری دیگر بیان شده است.

Many ascribed quatrains to Khayam in various Persian versed texts have been recorded under the name of other poets. In addition to creating doubt about the validity of ascription of Khayam’s quatrains، this also makes the ascription of such quatrains to other poets difficult. The discrepancy about the ascription of such quatrains is so that sometimes seven poets are mentioned for a quatrain in different sources. It is more than a century that Persian and foreign scholars have studied about the validity of ascribing such quatrains but the need for more researches still remains. Though the validity of ascribing the quatrains attributed to Hafiz has been investigated before by scholars like Masoud Farzad، Mohammadamin Riahi and others، there is still a long way before researchers in this field for reaching reality. Studying eleven quatrains which have been ascribed to both Hafiz and Khayam، this article aims to explore the validity of such ascription to the two poets. After mentioning the place and date of ascribing the quatrains to each of the poets، the linguistic stylistics and history of these quatrains are discussed and their theme is evaluated comparatively with the theme of authentic quatrains of Khayam. Finally، refuting their ascription to both Khayam and Hafiz، their ascription to another poet is proposed.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.