Skip to main content
فهرست مقالات

نقش شهود در فلسفه اسلامی

نویسنده:

ISC (26 صفحه - از 145 تا 170)

مشهور است که در فلسفه اسلامی ، مقوم و رکن اصلی ، برهان ، یعنی اقامة استدلال قیاسی است و شهود در این علم ارزش و جایگاهی ندارد، مگر از باب مقدمه یا تأیید. در ایـن مقالـه توضـیح داده ایم که شهود نه فقط در آغاز فلسفه (اثبات مبدأ تصـدیقی آن )، و در برخـی مسـائل فلسـفه مانند اثبات تجرد علم ، اثبات تجرد نفس در برهان طلق ، اثبات علم و اقسام آن (علم حصـولی و علم حضوری )، اثبات برخی مقدمات اصالت وجود و نیز تبیین نحوه ادراکات حسی ، کارایی دارد، بلکه در همة استدلال های برهانی نیز نقش اساسی و ریشه ای از آن شهود است . به تعبیر دیگر، هیچ مسئله فلسفی نیست ، مگر اینکه یا مستقیما مشهود نفـس اسـت یـا در نهایـت بـه شـهود بازمی گردد. بنابراین ، شهود بی واسطه یا باواسطه منشأ ارزش و اعتبار همة مدعیات و برهان های فلسفی است و اگر شهود نباشد، ارزش و جایگاه برهان نیز فرومی ریزد.

خلاصه ماشینی:

"ادراکات حسی در نحوة ادراکات حسی بین فیلسوفان اختلاف وجود دارد؛ مشاء آن را حصولی و اشراق ، حضوری می داند و حکمت متعالیه ، تفسیر خاصی دربارة آن دارد که با تبیین دیـدگاه هـای مختلف ، نقش شهود در این مسئله نیز معلوم می شود: الف ) دیدگاه مشاء: از نظر مشاء، شی ء خارجی معلوم به علم حصولی نفـس اسـت ، نه علم حضوری ؛ چراکه فقط صورتی از آن نزد نفس حاضر می شود و نفس بـه واسـطة آن صورت به آن شی ء علم پیدا می کند. این مدعا حتی با مبانی حکمت متعالیه ـ که می گوید «النفس فی وحدتها کـل القوی » و اینکه بدن شأنی از شئون نفس است ـ قابل پذیرش است ؛ زیرا با مبانی مـذکور، صرفا صورتی از شی ء خارجی از سوی قوا به نفس گـزارش نمـی شـود کـه علـم نفـس ، حصولی و باواسطه و کلی باشد ـ آن گونه که مشاء معتقد است ـ بلکه نفس خود در قوا و حتی بدن حاضر می شود و بی واسطه اشیاء را درک می کند و ازاین رو، محسوسات از نظـر شیخ اشراق مشهود نفس است و نفس بی واسطه و بـه علـم حضـوری آنهـا را مـی یابـد 1 (یزدان پناه ، ١٣٨٩، ج١، ص٥٧ و ج٢، ص٢٨٩-٢٩٣)."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.