Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی ظرفیت‌های نمایشی حکایت «زن پارسا»ی الهی‌نامه عطار برای اقتباس نمایشنامه

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (20 صفحه - از 41 تا 60)

نگاهی به سابقه اقتباس از متون ادبی در هنرهای نمایشی ازجمله سینما، تلویزیون و تئاتر در جهان نشان میدهد که اقتباس میتواند خلاهای متنی موجود در بخش تئاتر و سایر انواع نمایش را به بهترین وجه پر کند. در ادبیات فارسی، به رغم توصیفی بودن متون ادبی، کم نیستند آثاری که ظرفیت های نمایشی زیادی دارند و میتوان با بهره گیری از آن ها به غنای متون نمایشی افزود. یکی از این آثار که به دلیل شهرت منطق الطیر و تذکرةالاولیاء، ارزش های ادبی و هنری آن کمتر شناخته شده ، الهینامه عطار نیشابوری است . این اثر سرشار از حکایت های داستانی است که برخی از آن ها از ظرفیت های نمایشی بسیاری برخوردارند و تاکنون موردتوجه پژوهشگران قرار نگرفته اند. در این مقاله با تکیه بر جایگاه و اهمیت اقتباس از آثار ادبی، به روش توصیفی-تحلیلی و براساس تعریف قرن هجدهمی از تئاتر ارسطویی، ظرفیت های نمایشی حکایت زن پارسا بررسی و وجوه معنایی و ویژگیهای ساختاری و ... آن ، به عنوان زمینه ای مناسب برای اقتباس تحلیل میشود.

خلاصه ماشینی:

"نبود گونۀ ادبیات نمایشی ارسطویی در ایران به آن معنی نیست که متون ادبی فارسی فاقد ظرفیت های نمایشی است و نمیتوان از آن ها در عرصۀ نمایش بهره برد، بلکه برعکس ، ویژگیهای داستانی مشترک برخی از حکایات ادبی کهن با درام ، میتواند راه را برای اقتباس نمایشی هموارتر سازد؛ یعنی برخلاف نمایشنامه های غربی که مستقیما برای نمایش نگارش یافته است ، حکایت های فارسی هم مانند بسیاری از آثار نمایشی درخشان جهان که منشأ پیدایش آن ها آثار ادبی بوده است ، میتواند با گذر از مرحلۀ بازنویسی و اقتباس ، با حذف ، اضافه ، تلفیق ، جابه جایی و یا تبدیل ، برای مخاطب به نمایشنامه مبدل شود. رسیدن گناهکاران به سزای اعمال خویش ، انتصاب همسر به عنوان شاه و مرد اعرابی به وزارت و فراهم شدن فضایی خوش و امن برای عبادت کردن زن ، نتیجۀ کلی حکایت به شمار میرود؛ نتیجه ای که مانند بسیاری از نمایشنامه ها و فیلم های رایج در جهان با ساختار ارسطویی قرون قبل از سدة هجدهم ، به ویژه تراژدی هم خوانی ندارد. بهره گیری عطار از موضوعی جذاب و گیرا که مبتنی بر مناسبات طبیعی بین زن و مرد در تمام اعصار و جوامع است و بیان بزنگاه های احساسی که اغلب ، جزئی از حرف - های مگو در عرصه های اجتماعی به شمار میرود؛ همچنین به کارگیری شخصیت پردازی قابل درک و باورپذیر؛گفت وگوهای روان و تأثیرگذار و صحنه پردازی عینی؛ در کنار ساختاری قوی و منسجم دارای آغاز، میانه و پایان با گره افکنی ها و بحران ها و گره - گشاییهای متعدد، توانسته است وجوه نمایشی این حکایت را بالا برد، تا جایی که روند اقتباس از آن را تسهیل سازد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.