Skip to main content
فهرست مقالات

یادداشت مدیر مسؤول/ نیچه و ماجرای یک بازپرس قدیمی

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : کتابفروش ، نیچه ، کتاب ، بازپرس قدیمی ، کتابفروشی ، حقوق ، دادسرا ، سرمقاله ، شکایت ، کتابهای حقوقی رونق پیدا

خلاصه ماشینی:

"" در اندیشه سخن نیچه بودم که صدای بلند کتابفروش را شنیدم که با طعنه خطاب به پیرمردی سپید موی و شکسته اندام می‌گفت:شما هر قیمتی می‌شنوید حیرت می‌کنید فقط این کتاب نیست،هر کتابی شما برمی‌دارید و قیمت را می‌پرسید و من می‌گویم شما تعجب‌ می‌کنید اصلا هر قیمتی بنظر شما گران است "پیرمرد لبخندی زد و گفت:دیشب عروس من ماهی خریده بود... " جالب بود که در میانه سخن پیرمرد،چند بار تلفن زنگ زد و کتابفروش مشغول گفتگو شد و پیرمرد بدون اینکه اعتنا کند که شنونده‌ ای دارد یا ندارد سخن می‌گفت من همچنان ناظر بودم و می‌خواستم ببینم در آخر کار پیرمرد چیزی می‌خرد یا نه؟دیدم که دوباره به‌ کتابها نگاهی کرد و کتاب کم‌حجمی برداشت و باز قیمت پرسید چند قدمی به جلو رفتم و نگاهی به کتاب افکندم ظاهرا عنوانش‌" دیدار با خویشتن‌"اثر احسان طبری بود."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.