Skip to main content
فهرست مقالات

فراوانی اختلالات خلقی یک قطبی و دو قطبی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس

نویسنده:

علمی-ترویجی/ISC (6 صفحه - از 57 تا 62)

کلید واژه های ماشینی : اختلالات ، بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس ، بیماران ، اختلال افسردگی ، شیوع ، فراوانی اختلالات خلقی ، اختلالات روانپزشکی بیماران MS ، قطبی ، روانپزشکی ، شیوع نقطه‌ای اختلال افسردگی بیماران

هدف: هدف این مطالعه تعیین فراوانی مادام العمر اختلالات خلقی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (MS) بود. روش: 85 45) زن و 40 مرد( بیمار 18-65 ساله مبتلا به MS، به روش نمونه گیری ساده تصادفی انتخاب و با استفاده از مصاحبه بالینی نیمه ساختار یافته، بر اساس ملاک های DSM-IV ارزیابی شدند. برای تحلیل داده ها به تناسب، از آزمون های آماری خی دو و من- ویتنی استفاده شد. یافته ها: فراوانی مادام العمر اختلالات خلقی در بیماران مبتلا به MS، 34.5 درصد بود که از این میزان، 15.6 درصد به اختلال افسردگی طبقه بندی نشده، 8.2 درصد به اختلال دوقطبی نوع اول، 5.9 درصد به اختلال افسردگی عمده، 2.4 درصد به اختلال دو قطبی طبقه بندی نشده، 1.2 درصد به اختلال دیس تایمیک و 1.2 درصد به اختلال دو قطبی نوع دوم مبتلا بودند. نتیجه گیری: مجموع فراوانی اختلالات خلقی در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس قابل توجه و سهم اختلالات دو قطبی بیش از انتظار است. از آنجا که بسیاری از این اختلالات قابل درمان می باشند، پزشکان می باید در تشخیص، درمان و پیگیری به موقع اختلالات روانپزشکی بیماران MS از آگاهی و حساسیت کافی برخوردار باشند.

خلاصه ماشینی:

"پژوهش حاضر به دلایل زیر و با هدف بررسی فراوانی‌ اختلالات خلقی در بیماران مبتلا به MS انجام شد:1-مطالعات‌ متعدد نشان داده‌اند که تفاوت‌های فرهنگی همان‌طور که قابلیت‌ تعمیم شیوع سندرم‌های ویژه به سایر نقاط جهان اثرگذار است، می‌تواند بر میزان فراوانی و همچنین علامت‌شناسی اختلالات عمده‌ روانپزشکی نیز تأثیر بگذارد(سادوک و سادوک،2000). اما باید توجه داشت که مطالعه آنها با پژوهش حاضر تفاوت‌های عمده‌ای‌ دارد که عبارت‌اند از:استفاده از پرسشنامه GHQ 3،گزارش شیوع‌ نقطه‌ای و بررسی جمعیت عمومی ایران در مطالعه فوق،در مقابل‌ استفاده از مصاحبه بالینی نیمه ساختار یافته ṣ DSM-IV گزارش‌ فراوانی مادام‌العمر و بررسی افراد ساکن در شهر تهران در مطالعه‌ حاضر. همچنین نوربالا،محمد و باقری یزدی(1378)به شیوع 8/9 درصدی اختلالات خلقی در جمعیت عمومی شهر تهران اشاره‌ نمودند،در حالی که مطالعه مذکور از جهت روش نمونه‌گیری‌ (خوشه‌ای تصادفی)،گزارش شیوع نقطه‌ای و ساختاریافته بودن‌ مصاحبه بالینی با پژوهش حاضر تفاوت دارد،ولی در استفاده از معیارهای DSM-IV با آن مشترک است. فراوانی مادام‌العمر اختلالات دو قطبی در بیماران مبتلا به MS 8/11 درصد بود که به نظر می‌رسد میزان آن بسیار بیشتر از جمعیت‌ عمومی‌باشد،چراکه شیوع اختلالات فوق براساس معیارهای‌ DSM-IV در جمعیت عمومی شهر تهران،7/0 درصد گزارش شده‌ است(نوربالا،محمد و باقری یزدی،1378). اینکه بیشترین فراوانی اختلالات خلقی در این بررسی به اختلال‌ افسردگی طبقه‌بندی نشده مربوط بود(6/15 درصد)،تأکید بر این‌ نکته است که وجود علایم افسردگی،حتی بدون کامل شدن‌ معیارهای اختلال افسردگی عمده در بیماران مبتلا به ṣ MS از نظر بالینی قابل‌توجه می‌باشد. زارزون‌1و همکاران(2001)نیز براساس ملاک‌های- DSM-IV به شیوع 9/18 درصدی اختلال افسردگی عمده در بیماران مبتلا به MS اشاره کردند و این در حالی است که در بررسی آنها بر خلاف پژوهش حاضر،شیوع نقطه‌ای اختلال فوق گزارش گردیده‌ است."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.