Skip to main content
فهرست مقالات

تحلیل موقعیت شناخت های غیر واقعی در گسترۀ انکشافی عقل کلی

نویسنده:

علمی-پژوهشی (حوزه علمیه) (24 صفحه - از 5 تا 28)

کلیدواژه ها :

عقل فعال ،عقل کلی ،احکام کاذبه ،علامۀ طوسی ،علامۀ حلی

Logos ،Universal intellect ،Demiurge ،False sentences ،Allama Toosy ،Allama Helly

کلید واژه های ماشینی : عقل فعال ، حل مشکل احاطۀ علمی عقل ، نفس ، مشکل احاطۀ علمی عقل ، عقل کلی ، احاطۀ علمی عقل کلی ، احکام ، احاطۀ علمی عقل فعال ، تصدیق ، علامۀ طوسی

عقل کلی عبارت از جوهری است که به هیچ وجهی تعلق به اجسام ندارد؛‌ نه از جهت وجود مانند اعراض، نه از جهت فعل و تصرف مانند نفوس، و نه به جزئیت و امتزاج مانند ماده و صورت. عقل کلی به جهت گستره و احاطه علمی و مخزنیت آن نسبت به ادراکات عقلی، توسط حکیمانی نظیر علامه طوسی به عنوان نفس‌الامر صور و احکام ذهنیه دانسته شده است. علامه حلی در زمان استفاده از محضر علامه طوسی این نظریه را نقد کرده است که لازمه گفتار حکیمان این است که صور کاذبه نیز در عقل فعّال منتقش باشند. بیان علامه طوسی و نقد شاگرد ایشان علامه حلی، سرآغاز یکی از مهم‌ترین مباحث فلسفی شده است و فیلسوفان و حکیمان را به تفکر و ارائه راه‌حل برای مشکل احاطه علمی عقل فعال نسبت به احکام کاذبه واداشته است. در این نوشتار پس از تبیین و سنجش و بررسی مهم‌ترین این راه‌حل‌ها، تحلیلی وجودی بر پایه حکمت متعالیه، برای حل مشکل احاطه علمی عقل کلی بر صور و احکام کاذب و غیر واقعی ارائه شده است.

خلاصه ماشینی:

"بر اساس برخی تأملات حصولی، شأن عقل فعال در اختزان معقولات، نسب به صوادق حفظ و تصدیق هر دو است و نسبت به کواذب صرفا حفظ است نه تصدیق؛ به‌این‌معنا که نسبت به کواذب حفظ بر سبیل تصور است و اذعان وجود ندارد؛ زیرا عقل فعال مبرای از شرور و بدی‌هایی است که از توابع ماده می‌باشد؛ به سخن دیگر هر چیزی به صرف مطابقت با آنچه در عقل فعال است، صادق نیست؛ زیرا صدق، مشروط است به مطابقت و اینکه همان برهانی که بر آن مطلب، نزد تصدیق‌کننده اقامه شده است، نزد عقل فعال نیز اقامه شده باشد؛ در حالی که برهان بر آن مطلب کاذب، هم در نزد عقل فعال هم نزد تصدیق‌کننده مفقود است، اگرچه تصدیق‌کننده توجه نداشته باشد و شبه برهان، اگرچه نزد تصدیق‌کننده موجود است، نزد عقل فعال، مفقود است؛ زیرا خطا و بطلان نزد او راه ندارد؛ به تعبیر دیگر اجزای تصوری قضیۀ کاذبه که موضوع و محمول و نسبت حکمیه است، مطابقی نزد عقل فعال دارند بدون حکم که همان تصدیق است؛ زیرا آن از فعل وهم است؛ به بیان دیگر با فرض پذیرش عقل فعال و صورت‌های موجود در آن به عنوان نفس‌الأمر، مقصود این است که اگر صورت‌های ادراکی نقش‌بستۀ در عقل فعال، مطابق علم و عقیدۀ عالم بدان، یعنی خود عقل فعال باشد، پس آن نفس‌الأمر است؛ از‌این‌رو صورت‌های کاذب موجود در عقل فعال، به دلیل آنکه مطابق عقیدۀ عقل فعال نیستند، نفس‌الأمر نمی‌باشند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.