Skip to main content
فهرست مقالات

تحلیل و بررسی آراء تربیتی علامه اقبال لاهوری با تاکید بر اهداف و روش ها

نویسنده:

علمی-ترویجی (وزارت علوم)/ISC (16 صفحه - از 71 تا 86)

کلیدواژه ها :

اقبال لاهوری ،خودی ،تعلیم و تربیت ،اهداف و روش های تعلیم و تربیت

کلید واژه های ماشینی : اقبال ، تربیت ، آراء تربیتى علامه اقبال لاهورى ، آراء تربیتی علامه اقبال لاهوری ، تعلیم و تربیت ، اسلام ، اقبال لاهورى ، بررسی آراء تربیتی علامه اقبال ، موضوع آراء تربیتى اقبال لاهورى ، دین

علامه محمداقبال لاهوري به عنوان يكي از چهره هاي درخشان تاريخ مشرق زمين و دنياي اسلام، كوشيد تا انديشه هاي اصلاح گرايانه، آگاه كننده و هدايتگر خويش را براساس آموزه هاي دين مبين اسلام بنا نهد. در آثار وي، به موضوعات گوناگوني از جمله «تعليم و تربيت» برمي خوريم. ويژگي اصلي آراء تربيتي اقبال اين است كه علاوه بر اسلامي بودن، بر مفهوم فلسفي خاصي به نام «خودي»، به معناي انسان كامل بنا شده و در خصوص چگونگي تكامل ارزشي و اخلاقي «خودي» به تفصيل بحث كرده است. بر اين اساس، هر كسي بايد ابتدا به خود توجه داشته باشد، ارزش وجودي خود را بشناسد و سپس به امور ديگر بپردازد. اين خودي مي تواند محك اعمال نيك و بد انسان باشد. اين تحقيق نظري است و سعي دارد با روش توصيفي ـ تحليلي، مهم ترين اهداف و روش هاي تربيتي مدنظر علامه اقبال لاهوري را بررسي كند.

خلاصه ماشینی:

"محمداقبال لاهوری نیز به عنوان یکی از مصلحان جهان اسلام، بر این باور است که برقرار ساختن یک نظام تعلیم و تربیت در یک جامعه می‌تواند راهگشا باشد، اما نظام تعلیم و تربیتی که جامع و مبتنی بر تعالیم و منابع اصیل دین مبین اسلام باشد. علاوه بر کتاب‌های تعلیم تربیت که توسط فیلسوفان کلاسیک به نگارش درآمده است و در مقدمه به آنها اشاره شد، در دوران اخیر، کتاب‌های بسیار غنی درباره این دو موضوع محوری به رشته تحریر درآمده است؛ همچون: ـ خودی و انسان آرمانی در شعر اقبال لاهوری، دکتر محمد میر (1388)؛ در این کتاب، نویسنده با اشاره به تفکرات توحیدی و قرآنی اقبال، معتقد است: راه درمان انحطاط و زوال هویت در اقوام شرق، توجه به خودی و بازگشت به خویش است. به دیگر سخن، اقبال مقصد نهایی فلسفه، دین، تربیت و زندگانی را یکی می‌داند و آن رسیدن به انسان کامل یا خودی است که اگرچه بسیاری به این مقام نمی‌رسند، ولی نفس تلاش و مجاهدت برای رسیدن به کمال هرچه بیشتر، به خودی خود ارزشمند است و از سکون و تقدیرگرایی پرثمرتر. اقبال خصوصیاتی نظیر «وصف‌ناپذیری یا غیرقابل انتقال بودن، بی‌واسطگی، غیرقابل تجزیه و تحلیل بودن، ناپایداری، و انفعالی بودن» را از ویژگی‌های تجارب شهودی و درونی می‌داند و معتقد است: این روش، بهترین روش و آخرین مرحله از مراحل تربیتی یک انسان کامل است و پس از این مرحله، مرتبه افراد و سالکان الی‌الله در قرب به خداوند متعال، به همت و تلاش و ظرفیت و استعداد وجودی آنان در کسب فیض الهی و میزان اخلاص و تقوای آنها بستگی دارد."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.