Skip to main content
فهرست مقالات

معرفت فلسفی و ایمان از منظر شیخ شبستری

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (20 صفحه - از 113 تا 132)

کلیدواژه ها :

ایمان ،معرفت فلسفی و معرفت شهودی ،علم بسیط و مرکب ،شیخ شبستری

کلید واژه های ماشینی : ایمان ، شبستری ، معرفت ، معرفت ، کفر ، حق ، ادراک ، ایمان حقیقی از منظر شبستری ، معرفت فلسفی و ایمان ، عقل

يكي از موضوعات اساسي در شناخت حقيقت ايمان، تبيين چگونگي علم و معرفتي است كه شايستگي مبنا يا مقوم بودن براي ايمان به خدا و ساير متعلَقات ايمان ديني را دارا است. هدف اين نوشتار بررسي نسبتِ ميان معرفت فلسفي و ايمان و عدم كفايت اين دو نوع معرفت در مقايسه با معرفت شهودي، در تحقق و كمال ايمان حقيقي از منظر شبستري است كه با استناد به آثار ا و به ويژه منظومه ي معروف گلشن راز، انجام مي گيرد. در اين پژوهش دلايل نارسايي ها و محدوديت هاي معرفت فلسفي در ارائه ي معرفتي تام و ايجابي از خدا، كه مبنا يا مقوم ايماني شاهدانه به او است، و تفاوت ميان معرفت بسيط و مركب، و مفهوم دقيق ايمان از منظر اين عارف بررسي مي شود. سپس ساحت هاي فراسوي ايمان و كفر، يعني منزل فنا و سكر و دلال، از منظر وي، مورد كنكاش قرار مي گيرد. نتيجه اي كه از اين بررسي به دست مي آيد، اين است كه ايمان حقيقي و شاهدانه، تنها از راه معرفت شهودي و طريقه ي تصفيه و تزكيه ي نفس امكان پذير است و با سلوك در اين طريقه است كه عقل از شكوك و اوهام و خودخواهي ها و شوائب خيال و وهم رها مي شود.

خلاصه ماشینی:

"در نتیجه ، از نظر شبستری ، معرفت حق تعـالی کـه بـرای ذوات انـسانی ، فطـری اسـت ، اسـاس شناخت انسان از هر چیزی است و این معرفت ، چون برای انـسان حاصـل اسـت و تحـصیل حاصل محال است ، قابل تفکر نیست ، بلکه تفکر حجاب آن می گردد: سدت اندر ره خـــــــدا دانی دانش دانش اســــــــت تا دانی دانش حق ذوات را فطری است دانش دانش است کان فکری است در ازل از چه کردی استــدلال که «بلی » گفته ای جــــواب سؤال (٧، صص : ١٦٠- ١٦٣) بنابراین تنها راه علم و اندیشه به معنای اصطلاحی درباه ی خدای تعالی ، اندیشه کردن از راه آثار و آیات انفسی و آفاقی اسـت و نهایـت چیـزی کـه از ایـن طریـق (طریـق ادراک ادراک ) می توان به دست آورد ادراک عدم ادراک است که رسیدن به وادی حیرت است : در آلا فکر کردن شرط راه است ولی در ذات حق محـض گناه است بود در ذات حق اندیشــه باطل محال محض دان تحصـیل حاصـل چو آیات است روشن گشته از ذات نگردد ذات او روشـن ز آیــــــات همه عالم ز نور اوســــت پیدا کجا او گـردد از عـالم هـــــــویدا نگنجد نور ذات اندر مـــــظاهر که سبـحات جلالـش هست قــاهر رها کن عقل را با حق همی باش که تـاب خور نـدارد چشم خـفاش (٦، ابیات : ١١٢ - ١١٧) اگر سیر کسی از ادراک هستی کلی به ادراک جزئی باشـد و بـه مـدد خـدا، کـه نـور واقعی است ، هرچه را جز اوست بیابد، ادراک او معرفت است ؛ و اگر سـیر از ادراک جزئـی و تأمل در آفاق و انفس به ادراک هستی کلی باشد و از اثر پی بـه مـؤثر ببـرد، ادراکـش علـم است ."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.