Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی تاثیر آموزش راهبردهای مقابله‌ای در کاهش میزان اضطراب مادران کودکان با طیف اتیسم

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (12 صفحه - از 119 تا 130)

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر‌بخشی آموزش راهبردهای مقابله‌ای کارآمد در کاهش میزان اضطراب مادران کودکان با طیف اتیسم انجام گرفته است.این پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش‌آزمون –پس‌آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری کلیه مادران دانش‌‌آموزان اتیسم را شامل می‌شود که در طی یک دوره شش‌ماهه، جهت دریافت خدمات روان‌شناختی و شرکت فرزندشان درکلاس‌های بازی‌درمانی به کلینیک روان‌شناسی مراجعه کرده‌اند. نمونه‌گیری به روش نمونه در دسترس انجام یافت و20نفر از مادران انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل به طور برابر(10 نفر) قرار گرفتند. برای اندازه‌گیری‌‌‌‌‌‌ میزان اضطراب از آزمون کتل استفاده شد.آزمودنیهای گروه آزمایش 10جلسه تحت آموزش راهبردهای مقابله‌ای قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ مداخله‌ای را دریافت نکرد. داده‌های به‌دست‌آمده با روش آماری کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که علائم اضطراب در آزمودنیهای گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری کاهش یافته (p<0/001)، اما پس از یک دوره 4 ماهه، مجددا میزان اضطراب در گروه آزمایش به خط پایه نزدیک شده است.

خلاصه ماشینی:

"نتایج نشان داد که علائم اضطراب در آزمودنیهای گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری کاهش یافته (٠/٠٠١ &gt; p)، اما پس از یک دورة ٤ ماهه ، مجددا میزان اضطراب در گروه آزمایش به خط پایه نزدیک شده است . تحقیق موسوی خطاط (١٣٩٠)، در مورد ویژگیهای شناختی، روانی و اجتماعی والدین کودکان بیش از یک فرزند استثنایی نشان داد که سلامت مادران دارای کودکان استثنایی در چهار بعد جسمانی، اضطراب ، عامل اجتماعی و افسردگی از مادران کودکان عادی پایین تر است . در پژوهشی دیگر که توسط ترنبال و جکسون ١ در سال (٢٠٠٤) انجام شد، نشان داده شد که امکانات مادر مانند حمایت جسمانی و عاطفی نقش متغیر تعدیل کننده را در رابطۀ بین سلامت مادر و استرس مرتبط با وجود کودک معلول دارد و به نظر میرسد که رضایت مادر از حمایت اجتماعی مهمترین نقش را در تضعیف اثرات فشار روانی روی مادران کم توان ذهنی دارد. ملاکهای خروج عبارت بود از داشتن بیماری جسمانی یا شرایط طبی زیربنای اضطراب ، دارا بودن ملاکهای کامل اختلال شخصیت بر اساس مصاحبۀ بالینی ساخت یافته برای اختلالات محور دو و دریافت برنامۀ مداخله ای همزمان با این پژوهش که ممکن است با متغیر مستقل ، تداخل داشته باشد. در مجموع ، با توجه به نقش بنیادی راهبردهای مقابله ای به ویژه راهبرد حل مسئله در واکنش افراد به استرس و تأثیر این متغیرها بر بهداشت روان ، نتایج این پژوهش بیانگر آن است که بهره گیری از برنامه های آموزشی و مداخله ای در راستای افزایش راهبردهای مسئله مدار، میتواند از جمله راهکارهای عملی برای ارتقای کارآمدی بهداشت روانی باشد."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.