Skip to main content
فهرست مقالات

مبانی، آثار و چالش های حق مجرم در تعیین سرنوشت خویش در دعوای کیفری

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (32 صفحه - از 71 تا 102)

کلیدواژه ها :

تعیین کیفر ،تعیین سرنوشت ،حق مجرم ،دعوای کیفری

کلید واژه های ماشینی : حق تعیین سرنوشت دعوای کیفری ، جرم ، کیفری ، مجرم ، اعطای حق تعیین سرنوشت ، حق مجرم در تعیین سرنوشت ، بزهکار ، حق ، نظام عدالت کیفری ، مجازات

حق مجرم در تعیین سرنوشت خویش در دعوای کیفری عبارت است از امتیازی که مقام قضایی بر اساس قانون با احراز شرایط خاص قانونی به بزهکار اعطا می کند و بر اساس آن تعیین سرنوشت دعوای کیفری را به او واگذار می کند. این حق در حقوق اسلام و ایران جایگاه ویژه ای دارد و در اعلامیه های الزام آور و ارشادگر حقوق بشر و قواعد سازمان ملل نیز بدان اشاره شده است. هدف مقاله حاضر بررسی مبانی، آثار و چالش های فراروی اعطای حق تعیین سرنوشت دعوای کیفری به مجرم است؛ بنابراین برای دستیابی به این هدف با روشی توصیفی تحلیلی به بررسی و تبیین مبانی و دلایل عمومی، کیفرشناختی و جرم شناختی روی آوری به چنین حقی و آثار آن در دادرسی ها پرداخته شد و به این نتیجه دست یافتیم که این شیوه دادرسی در بستر غالب نظریات کیفرشناختی و جرم شناختی قابلیت پذیرش دارد و هویت بخشی به بزهکار، سرعت بخشی به رسیدگی های کیفری، کیفرزدایی و کاهش میزان استفاده از ضمانت اجراهای کیفری، کاهش هزینه های نظام عدالت کیفری، افزایش دقت در رسیدگی ها و نیز افزایش اعتماد به دستگاه قضایی از جمله مهم ترین آثار اعطای این حق به مجرم اند.

خلاصه ماشینی:

"در مورد اعطای حق تعیین سرنوشت دعوای کیفری به مجرم و نقش آن در بازپروری مجرمان به دو صورت می‌توان تحلیل کرد؛ نخست اینکه می‌توان گفت اعطای حق تعیین سرنوشت دعوای کیفری به مجرم می‌تواند سدی در برابر برنامه‌های اصلاحی ـ درمانی باشد؛ بدین‌معنا که تعیین سرنوشت بزهکار توسط خودش ممکن است باعث شود بسیاری از برنامه‌های اصلاحی ـ درمانی که می‌توانست برای بهبودی او انجام شود، اجرا نگردد و از این راه بازپروری و درمان به‌طور کامل صورت نپذیرد، ولی دومین تحلیل این است که اعطای این حق به مجرم منافی اهداف اصلاحی ـ درمانی و برنامه‌های بازپروری نیست؛ زیرا هنگامی این حق (حق مداخله در دادرسی و تعیین سرنوشت) به مجرم اعطا می‌گردد که مقام قضایی پرونده شخصیت او را بررسی کند و دخالت‌دادن اراده وی در امر دادرسی و تعیین مجازات را گامی مثبت در جهت بازپروری و بازسازی شخصیت وی تلقی کند؛ بنابراین این شیوه در دادرسی زمانی عملی می‌گردد که دست‌اندرکاران عدالت کیفری پس از معاینه مجرمان، بررسی جنبه‌های گوناگون زندگی فردی و اجتماعی آنان و میزان امکان درمان و بازپروری و به‌طور کلی پس از بررسی پرونده شخصیت فردی و اجتماعی بزهکاران به این نتیجه برسند که اعطای اختیاراتی به مجرم در فرایند دادرسی منافی اصلاح و درمان آنان نیست، بلکه می‌تواند مفید و مطلوب نیز قلمداد گردد."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.