Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی رابطه طرح واره های ناسازگار اولیه با کیفیت زندگی زندانیان (مددجویان) زن شهر تهران

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (21 صفحه - از 179 تا 199)

زمینه و هدف: طرح واره های ناسازگار اولیه، الگوهای هیجانی و باورهای عمیقی که احساس فرد را درباره خود شکل می دهند، به عنوان یک عامل روانی در بررسی کیفیت زندگی مددجویان زن مورد بررسی قرارگرفته است. هدف از این پژوهش، بررسی رابطه طرح واره های ناسازگار اولیه باکیفیت زندگی مددجویان زن شهر تهران است. روش: از میان جامعه مددجویان زن شهر تهران در ندامتگاه شهر ری در سال 1394، تعداد 153 نفر به عنوان نمونه، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. با بررسی برخی ویژگی های جمعیت شناختی و با استفاده از پرسشنامه های فرم کوتاه، طرح واره های یانگ (SQ-SF) و کیفیت زندگی (SF-36)، اطلاعات موردنیاز جمع آوری و با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره، روابط موجود میان متغیرهای پژوهش با استفاده از نرم افزار spss بررسی و سهم هر یک از حوزه های طرح واره بر کیفیت زندگی مددجویان مشخص شد. یافته ها: نتایج نشان داد، طرح واره های حوزه های قطع ارتباط و طرد به میزان 54/ 0، خودگردانی و عملکرد مختل به میزان 44/ 0، محدودیت های مختل به میزان 26/ 0، دگر جهت مندی به میزان 21/ 0 و گوش بزنگی و بازداری بیش ازحد به میزان 26/ 0، با کیفیت زندگی در بعد روانی همبستگی و رابطه معنادار معکوس و منفی دارد. بین طرح واره های حوزه دگر جهت مندی و گوش بزنگی و بازداری بیش از حد با بعد جسمانی کیفیت زندگی رابطه معنادار آماری مشاهده نشد. نتیجه گیری: با گسترش سطح طرح واره های ناسازگار در میان مددجویان زن، کیفیت زندگی آن ها به ویژه بعد روانی کاهش می یابد. لذا با تمرکز بر روی طرح واره ها و تلاش برای بهبود آن ها و گسترش احساس مثبت فرد نسبت به خود و محیط، می توان کیفیت زندگی آن ها را بهبود بخشید.

خلاصه ماشینی:

"با توجه به مطالعة جامعة مددجویان زن در این پژوهش و بیان اهمیت طرح واره های ناسازگار پیرامون مددجویان در سایر پژوهش ها و اینکه مطابق برخی نظرات جرم شناسی مانند اعتقاد ساختارگراها به اینکه مجرمان دارای ساختارهای شناختی ناکارآمد هستند و در پردازش اطلاعات از محیط دچار خطا می شوند، دلیل اصلی به این خاطر است که آن ها روی تجربه های دوران کودکی خود تکیه می کنند (فرجاد، ١٣٧١؛ به نقل از کرمی دهباغی ، ١٣٨٧، ص ٥٦) و نیز نظریة تحول اجتماعی فرینگتون ١(٢٠٠٣) که در الگوی تلفیقی خود، از یک طرف وقایع ناکام کنندة زندگی را به عنوان عوامل انرژی زای کوتاه مدت که منجر به گرایش به رفتارهای ضداجتماعی می شود و از طرف دیگر، فرآیندهای شناختی تحریف شده را نیز مسئول گرایش به رفتارهای ضداجتماعی کوتاه مدت می داند و نتیجه می گیرد که فرآیندهای شناختی معیوب و انتخاب روش های غیرمنطقی ، دستورالعمل های ضداجتماعی را به دنبال دارد که حاصل طرح واره های شناختی تحریف شده هستند (لرنی ٢، ٢٠٠٦، ص ١٠٢؛ به نقل از گلشنی ، ١٣٩٠، ص ١)، پژوهشگر کیفیت زندگی مددجویان زن را در قالب بررسی رابطه ای که با طرح واره های ناسازگار اولیه به عنوان یک متغیر روانی دارد، برای سنجش وضعیت روانی فرد و میزان اثر آن در میزان رضایت فرد از وضعیت روانی خود مورد نظر قرار داده و با بهره گیری از نظریه های یانگ و فریش در حوزة طرح واره های ناسازگار و کیفیت زندگی به تبیین و تحلیل یافته ها می پردازد."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.