Skip to main content
فهرست مقالات

ماجراهای بنده/ مشاوره مالیاتی

کلید واژه های ماشینی : مالیات ، شهرداری ، فرش ، روز زنگ انشاء دبیر ادبیات ، انشایش ، پول ، انبار ، خوب ، قیمت ، مالی‌چی

خلاصه ماشینی:

"نقشه می‌کشیدم‌ که با این برنامه قوزبالاقوز شهرداری‌ چکار کنم آخر امروز صبح یک نامه از شهرداری رسیده بود که می‌گفت‌ «بنده»خلاف کرده و محل‌ مسکونی را برای کار تجاری مورد سوء استفاده قرار داده‌ام و بنابراین‌ باید ظرف یک هفته رفع خلاف‌ کنم. با خودم فکر می‌کردم برای چی‌ دفاتر وکالت و مطب آقایان دکتر و حتی دفتر مهندسین مشاور می‌تواند در وسط منطقه مسکونی باشد وی دفاتر حسابرسی و مشاوره مالی تجارتخانه‌ محسوب می‌شود؟تو همین طور فکرها بودم که یکدفعه زنگ به صدا درآمد انتظار آمدن کسی را نداشتم. پرسیدم:خوب این باصطلاح‌ مالی‌چی رو برای چی می‌خواستی؟ گفت:راستش من بعد از اینکه‌ مدرسه رو ول کردم رفتم توی کار فرش. گفت:منظورت چیه؟ گفتم:هیچی هفتاد درصد قیمت‌ سرقفلی رو باید بدی مالیات. گفت:پس با این حساب اصلا نمی‌فروشمش حالا بگو با بقیه پولم‌ می‌تونم مثلا برم تو بورس سهام بخرم؟ گفتم:البته که می‌توین بخری‌ ولی فرض کن هفتاد میلیون گذاشتی‌ و سهم خریدی و آخر سال شرکتی که‌ سهامشو خریدی سود زیادی کرد و شصت هفتاد درصدشو هم تقسیم‌ کرد."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.