Skip to main content
فهرست مقالات

ﻫﺮﻣﻨﻮﺗﯿﮏ و ﺣﻘﯿﻘﺖ در رﺳﺎﻟﻪی "اﯾﻮن" اﻓﻼﻃﻮن

نویسنده:

(16 صفحه - از 17 تا 32)

کلیدواژه ها :

هرمنوتیک ،روش ،پدیدارشناسی ،عینیت

کلید واژه های ماشینی : هرمنوتیک ، افلاطون ، فهم ، حقیقت ، شاعر ، هنر ، ایون ، مخاطب ، گادامر ، راوی

افلاطون در رساله ی ایون بر آن است که هرمنوتیک و فهم ، یک فرآیند دو مرتبه ای است که در هر دو مرتبه بنحوی، میانجیگری هنرمند را مشاهده می کنیم ؛ و اهمیت در مرتبه ی اول است که در آن حقیقت راستین به سخن درمیآید. هرمنوتیک در افلاطون بیش از آن که خود فهم را مدنظر داشته باشد، بیانگر حقیقتی است که به بیان درنمیآید؛ و این موضوع در هرمنوتیک مرتبه ی اول است . عینیت حقیقت در افلاطون ، سبب فراهم آمدن تفاهم بین مولف و مفسر میشود؛ چون موضوع فهم یک موضوع واحد و مشترک است . این حقیقت از جانب خداست و مخاطب حقیقی خداوند، روح هنرمند است . هنرمند در دریافت این حقایق ازخودبیخود می شود تا الهام خداوند بر او غالب گردد. شاعر حرف های خداوند را با کلمات و اصوات بیان میکند. پس مخاطب خاص خداوند هنرمند است که خود واسطه ای است برای تفسیر حقیقت .

خلاصه ماشینی:

"از جهت دیگر، هرمنوت های پس از افلاطون دعوای اساسی شان بیشتر بر سر مفاهیمی چون فهم و ارتباط آن با مولف و مخاطب و متن بوده است ، درحالی که برای افلاطون اینچنین نیست و چیزی که بیشترین اهمیت را دارد، اصل پیوند دهنده ی طرفین هرمنوتیک و نیز تفاهم است . اما آیا افلاطون تفاوتی هم با هرمنوتیک فلسفی دارد؟ شباهت ها و تفاوت های افلاطون با هرمنوت های پس از خود چیست ؟ سقراط بر این عقیده است که وظیفه ی راوی بیان و شرح افکار شاعر (هومر) برای مردم است ، و کسی که شاعر و کنه مطلب او را نفهمد راوی خوبی نیست . وقتی می بینیم از زبان بدترین شاعران بهترین اشعار سروده می شود آیا خداوند نخواسته که این درس را به ما بیاموزد؟ ای ایون آیا راست نمی گویم ؟" (همان ، ١٣٤) وقتی خداوند شاعران را واسطه ی بیان خود می کند، آیا شاعران روشی بای فهم خداوند دارند؟ راویان برای فهم حقیقت از شاعران متوسل به روش میشوند؟ برای کسانی چون شلایرماخر و دیلتای هرمنوتیک یک فن و روش است برای نیل به یک هدف . اما در مراحل بعدی و درجه های پایین تر روش وجود دارد، چنانکه ایون در مقام یک راوی باید ادا و اطوارهای خاصی از خود بروز دهد تا به فهم معنا برای مخاطب کمک کند. در نظر هرمنوت های روشمندی چون شلایرماخر و دیلتای نیز تاریخمندی وجود دارد و بنابراین نسبیت خودبخود مطرح می شود اما تفاوت اینان با هرمنوتیک فلسفی آن است که می خواهند با "همدلی" مفسر و مولف ، بر تاریخی بودن انسان پل بزنند تا گرفتار نسبیت نشوند."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.