Skip to main content
فهرست مقالات

معیارهای تشخیص روایات جعلی اسباب نزول

نویسنده:

(24 صفحه - از 101 تا 124)

کلیدواژه ها :

اسباب نزول ،جعل ،نشانه های جعل

کلید واژه های ماشینی : تشخیص روایات جعلی اسباب نزول ، اسباب نزول ، روایات ، معیارهای تشخیص روایات جعلی اسباب ، روایات اسباب نزول ، قرآن ، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ، پیدایش روایات جعلی اسباب نزول ، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ، حدیث

روایات اسباب نزول همانند سایر روایات دیگر در طول تاریخ از پدیده ای به نام «جعل » در امان نبوده است و روایات جعلی همچون سایر حوزه های حدیث به این حوزه نیز راه یافته است . مخالفت با قرآن ، مخالفت با عقل ، مخالفت با اجماع ، ضعف سندی قراین معنوی از جمله معیارها و مولفه های تشخیص روایات جعلی است ؛ اما در حوزه اسباب نزول علاوه بر موارد فوق ، مخالفت با تاریخ ، هماهنگی با جریان های حاکم ، خلط جری و تطبیق با سبب نزول ، مهمترین عامل در پیدایش روایات جعلی اسباب نزول بوده که نویسنده با ذکر شواهدی در این پژوهش به اثبات آن پرداخته است .

خلاصه ماشینی:

"سیوطی در الدر المنثور در مورد سبب نزول آیه ٢٠٦ سوره بقره ﴿و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤف بالعباد﴾ از ابن مردویه از صهیب روایت ٠١١ کرده که گفت : وقتی میخواستم از مکه به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله حسنا هجرت کنم قریش به من گفتند ای صهیب تو آن روز که به شهر ما آمدی دست خالی بودی و حال که میخواهی کوچ کنی اموالت را هم می بری و این به خدا سوگند ممکن نیست ، و هرگز نمیگذاریم آنها را با خود ببری، من به ایشان گفتم : آیا اگر اموالم را به شما واگذار کنم دست از من بر میدارید؟ گفتند: بله به ناچار اموالم را به طرفشان پرتاب کردم و آزاد شدم و از مکه بیرون آمده به مدینه رسیدم ، 9 این خبر به رسول خدا ص رسید، دو بار، فرمود: صهیب در معامله اش سود برد. ٢٤ از جمله این روایات عبارت است از: سیوطی در الدر المنثور در مورد سبب نزول آیه ٢٠٦ سوره بقره ﴿و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤف بالعباد﴾ از ابن مردویه از صهیب روایت کرده که گفت : وقتی میخواستم از مکه به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله هجرت کنم قریش به من گفتند ای صهیب تو آن روز که به شهر ما آمدی دست خالی بودی و حال که میخواهی کوچ کنی اموالت را هم میبری و این به خدا سوگند ممکن نیست ، و هرگز نمیگذاریم آنها را با خود ببری، من به ایشان گفتم : ٠٠١ آیا اگر اموالم را به شما واگذار کنم دست از من بر میدارید؟ گفتند: بله به ناچار حسنا اموالم را به طرفشان پرتاب کردم و آزاد شدم و از مکه بیرون آمده به مدینه رسیدم ، این خبر به رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید، دو بار، فرمود: صهیب در 25 معامله اش سود برد."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.