Skip to main content
فهرست مقالات

جایگاه و ساختار متون روایتی(نمایشی) در تلویزیون

نویسنده:

(31 صفحه - از 59 تا 89)

کلیدواژه ها :

روایت ،تلویزیون ،ساختار متون روایتی

کلید واژه های ماشینی : روایت ، برنامه‌های تلویزیونی ، متن ، ساختار متن روایی ، سریال ، نوشتاری ، روایی ، برنامه ، فیلم‌نامه ، فیلم

آسیب‌شناسی گونه‌های نوشتاری انواع متون مکتوب در تلویزیون ایران نشان می‌دهد، به‌طور روزافزون سازندگان برنامه‌های مختلف تلویزیونی، ساختارهای اصولی نوشتن را زیرپا می‌گذارند و خواسته یا ناخواسته، کیفیت برنامه‌های تلویزیونی را تنزل می‌دهند و ظرفیت تأثیرگذاری فرهنگی و هنری برنامه‌های تلویزیونی را کمتر می‌کنند. به نظر می‌رسد بسیاری از سازندگان برنامه‌های تلویزیونی یا به طراحی و زیربنا بودن متن اعتقاد ندارند، یا دارند، اما قواعد آن را نمی‌شناسند و به ناچار یا به بهانه‌های مختلف (مثل شتاب تولید، ولع آنتن و...) اهمیت ساختار نوشتاری را در تلویزیون نادیده می‌گیرند.همه‌ زندگی با ظرایف تمام روابطش در تلویزیون جریان دارد و به جای آنکه رسانه تلویزیون آینه زندگی باشد و مسائل آن را بازسازی و بازتاب دهد، در جهان امروز، در بسیاری مواقع این زندگی است که آینه تلویزیون شده و نقش و رنگ آن را به خود گرفته است.براین اساس، نوشتار تلویزیون، همان‌قدر که واقعیت‌ها را برملا کرده، توانسته در کتمان آنها نیز قدم بردارد. لذا در این راستا پژوهش حاضر تلاش دارد با روش تحلیلی– توصیفی، به بررسی و واکاوی ساختار متن روایی در گونه‌های نمایشی تلویزیون بپردازد و به این نتیجه رسیده است که هستی و حیات یک برنامه نمایشی در تلویزیون و بالندگی و رکود آن به قاعده‌مند بودن ساختار متن روایی آن با در نظر گرفتن قواعد رسانه تلویزیون برمی‌گردد. هر چه ساختار نوشتار آن به‌سامان‌تر و قاعده‌مندتر باشد، ساختار روند زیبایی‌شناسانه برنامه بر مخاطب تلویزیون تأثیرگذارتر خواهد بود.

خلاصه ماشینی:

"بر این‌اساس، نگارنده سعی دارد در یک نگاه زیبایی‌شناسانه و ساختاری به نوشتار و ساختار روایتی آن- به‌منزله شالوده اصلی یک اثر تلویزیونی- بیان کند که هر چه متن روایتی در تلویزیون مبتنی بر قواعد پذیرفته‌شده نگارش برای رسانه تلویزیون باشد و هر چه عناصر واقعیت‌محور در محتوای آن تنیده شده باشد، برنامه تولید‌شده به یک اثر هنری ارتقا یافته و بر مخاطب تأثیرگذارتر خواهد بود. زیرا معتقد است که اندیشه، محتوا، درون‌مایه و فرم یک متن نوشتاری تلویزیونی به شکلی مرزبندی شده قابل تفکیک از یکدیگر نیست و ممکن است اشاره به یکی، بخشی از دیگری را نیز دربربگیرد، اما آنچه بیش از هر چیز دیگر، نگه‌دارنده‌ ساختار درونی یک نوشتار فرض شده است، بنیان‌های فرهنگی و عناصر بوم‌شناختی است. در نهایت می‌توان گفت تمامی انواع گونه‌ها (ژانرها)ی برنامه‌ تلویزیونی در این مقاله بر‌اساس نوشتار و ساختارهای آن در برنامه مورد تحلیل، تحقیق و آسیب‌شناسی قرار گرفته‌اند و نقش و تأثیر متن (فیلم‌نامه ـ تصویر نامه = script) در بهبود کیفیت و عرضه‌ آنها و نیز نقش بنیان‌ها و مؤلفه‌ها و عناصر بوم‌شناختی و فرهنگی در غنای آنها، تبیین شده‌اند و هر بار به این نتیجه رسیده‌ است که تنزل یا ارتقای ظرفیت تأثیرگذاری فرهنگی و هنری برنامه‌های تلویزیونی، مستقیما به ضعف یا قوت ساختاری و تکنیکی متن و محتوای فرهنگی آن بستگی دارد."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.