Skip to main content
فهرست مقالات

افغانستان؛ نظام سیاسی و دموکراسی

نویسنده:

(30 صفحه - از 97 تا 126)

افغانستان کشوری است، با قدمت دیرینه و دارای تاریخ فرهنگی کهن، این کشور، در ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، از محرومیت های روزافزون رنج می برد. تجربة تاریخی آن از نظر سیاسی، با استبدادی پرسابقه درهم آمیخته و با حاکمیت مردمی و ملّی، فاصل ه ای بسیار شناخته « طالبان » دارد. آخرین تجربة تلخ حاکمیت استبدادی، با سیطرة نظام فرقه ای قومی مشارکت مردمی، » روند جدیدی شکل گرفت که شعارهای ،« طالبان » می شود. پس از سرنگونی ویژگی های اصلی آن به شمار می آمدند؛ اما ، به راستی، « حاکمیت ملّی و حکومت دموکراسی آیا نظام سیاسی جدید افغانستان را می توان، نظامی ملّی و دموکراتیک خواند؟ با توجه به شاخص ها و معیارهای دموکراسی، برخی از نشانه های نظام مردم سالاری در نظام کنونی افغ انستان به چشم می خورند؛ برگزاری انتخابات عمومی مربوط به اصل نظام، تدوین قانون اساسی، انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس ، اقدام های مهمی در زمینة ایجاد حاکمیت ملّی در افغانستان بوده اند. میزان نسبی آزادی های سیاسی و وجود احزاب سیاسی متعدد، وجوه تحقق یافتة دیگری از دموکراسی در افغانستان هستند. اما، ضعف عمومی شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، استقرار یک نظام مردم سالار را در افغانستان با مشکل مواجه می کند. در عین حال، کشمکش های پردوام قومی و سیاسی ، همراه با عدم اطمینان نسبت به ثبات سیاسی، فقدان امنیت فراگیر ، مشکل بعدی افغانستان است . نگرانی جدی مردم نسبت به استقلال سیاسی این کشور، مخاطرة اصلی حاکمیت ملّی و مردم س الاری در افغانستان به شمار می آید؛ این مسائل ، وقتی ، در پیوند با حضور سنگین و تاثیرگذار کشورهای غربی ، به ویژه، امریکا، ملاحظه می شوند، ابهام های بیشتری ، را نسبت به نظام سیاسی کنونی و آیندة افغانستان مطرح می کنند.این نوشتار، از مجله معرفت،بر گرفته شده است.

خلاصه ماشینی:

"٣٠ برگزاری «لویه جرگه » یا مجلس بزرگان اقوام ، در سنت سیاسـی و اجتمـاعی افغانـستان ، یک اقدام مردمی ، برای شکل گیری نظام سیاسی محسوب می شود؛ البته ، در ماهیت واقعـی ایـن مجلس اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن را همانند «مجلس مؤسسان » و برخی دیگر متفـاوت از آن ، ارزیابی می کنند؛ اما، یکی از محققان برجسته و تأثیرگذار، در روند تدوین قانون اساسـی جدید معتقد است : لویه جرگه ملی ، تفاوت های آشکاری با مجلس مؤسـسان دارد؛ زیـرا، لویـه جرگه ، در سنت و تاریخ سیاسی افغانستان ، یک مجلس قومی ـ قبیله ای خـاص پـشتون هـا بـه 31 حساب می آمد؛ سپس ، به آن بعد سیاسی و ملی داده شد. بافت سنتی و قـومی جامعـة افغانستان ، مشکلات روزافزون را فراروی تحقق کامل این شرایط قرار می دهد؛ علاوه بر اینکـه جنگ های سابقه دار قومی و حزبی در یک دهة اخیر، اطمینان کاملی نسبت به تحقق این شرایط فراهم نکرده اند؛ از این نظر، شرایط نامبرده ، تحقق یافته به شمار نمی آیند؛ ولی ، با وجـود ایـن ، تشکیل یک نظام سیاسی فراگیر و مشارکت پذیر، از نظر قومی ، اولین قدمی بوده کـه در جامعـة کنونی افغانستان برداشته شده است ؛ از ایـن رو، مـی تـوان ، بـه آینـدة دموکراسـی در افغانـستان امیدوار بود."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.