Skip to main content
فهرست مقالات

بینامتنیت عشق در اندیشه ابن فارض، مولانا ومولوی کرد

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (21 صفحه - از 62 تا 82)

عشق و آموختن اسمای الهی دو موهبت بزرگ خداوند هستند که به آدم و ذریه او ارزانی شد. تاثیرگذاری و تاثیرپذیری این سه شاعر عارف مسلک در پرداختن به «عشق» آن هم در زمانهای متفاوت، با نظریه «بینامتنیت» ژولیا کریستوا همخوانی دارد. آنچه این شاعران راجع به عشق سروده اند، حاصل اندیشه ها، گفته ها و نوشته های پیشینیان است که در یک سیر تاریخی دگردیسی یافته و با بیانی دیگر به گوش مخاطبان عصر حاضر رسیده است. در متون عرفانی عمدتا عشق به باده، می و شراب تشبیه شده که زمینه برداشتها و تاویلهای متفاوت را برای خوانندگان فراهم کرده است. از آنجا که محور اصلی اندیشه و سروده های سه شاعر برگزیده این جستار، عشق است؛ برآن شدیم به تجزیه و تحلیل موضوع عشق مبادرت ورزیم که صورت متعالی آن وجه تمایز انسان از ملائکه است. تاثیر پذیری و تاثیرگذاری این سه شاعر در پرداختن به عشق با نگرشی تطبیقی، چندان بی ارتباط با رکن اول نظریه بینامتنیت ژولیا کریستوا نیست. همچنین ویژگی مستی بخشی عشق، سبب شده تا در متون عرفانی عمدتا عشق به شراب تشبیه گردد. از این رو، این مقاله به بررسی معنای عشق در اندیشه این سه شاعر و بیان ویژگیهای مشترک شراب و عشق بر اساس رکن دوم بینامتنیت پرداخته است.


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.