Skip to main content
فهرست مقالات

فراگیری واژگان در زبان انگلیسی: مقایسه دو روش تدریس آشکارا و فعالیت-محور

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (20 صفحه - از 27 تا 46)

کلیدواژه ها :

فعالیت ،محور ،واژه آموزی ،روش آشکارا ،شیوه ی کلامی ،شیوه ی بصری ،روش فعالیت

کلید واژه های ماشینی : واژگان ، روش تدریس ، زبان ، فراگیری واژگان در زبان انگلیسی ، زبان‌آموزان ، محور ، کلامی ، دانش واژگانی در فراگیری زبان ، اطلاعات ، آزمون

اهمیت دانش واژگانی در فراگیری زبان دوم/خارجی غیر قابل انکار است. می توان گفت که فهم و تولید زبان دوم/خارجی بدون داشتن سطح مطلوبی از واژگان امکان پذیر نمی-باشد. لذا تدریس واژگان در کلیه برنامه های آموزشی زبان دوم/خارجی جایگاه ویژه ای دارد. با علم به تاثیر مثبت تدریس واژگان بر ارتقاء دانش واژگانی، مطالعه حاضر به بررسی تاثیر روش تدریس آشکارا (و دو شیوه ی آن یعنی شیوه ی کلامی و بصری) و روش تدریس فعالیت-محور بر واژه آموزی زبان آموزان ایرانی می پردازد. در ابتدا از 94 زبان آموز که مهارت زبانی آن ها در سطح متوسط قرار داشت آزمون تعیین سطح واژگان کمبریج گرفته شد. بر طبق این آزمون، 75 زبان آموز انتخاب و به سه گروه تقسیم شدند. مطالب و کتاب درسی در هر 3 گروه یکسان بود. سپس، واژگان سطح بندی شده منتخب از سری وربال ادونتیج (هارینگتون، 2000) در گروه اول با استفاده از شیوه ی کلامی (مترادف و ذکر مثال در موقعیت درست)، در گروه دوم به شیوه ی بصری (تصاویر، فلش کارت و پاورپوینت)، و در گروه سوم به شیوه ی فعالیت-محور تدریس شد. در انتها از هر 3 گروه پس ـ آزمون گرفته شد. نتایج آزﻣون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون شفه برتری شیوه ی بصری را نسبت به روش کلامی و کارآمدی شیوه ی فعالیت-محور را نسبت به دو روش دیگر نشان داد. می توان نتیجه گرفت که در تدریس واژگان و جهت بالا بردن دانش واژگانی زبان آموزان، روش فعالیت-محور نسبت به روش تدریس آشکارا (چه به صورت کلامی و چه بصری) بسیار موثرتر است. نتایج به دست آمده از این مطالعه دارای کاربر های آموزشی در زمینه های تهیه و تدوین مطالب درسی و روش شناسی تدریس زبان دوم/خارجی می باشد.

خلاصه ماشینی:

"مرا، به سطوح مختلف دانستن یک واژه بر اساس مدل ریچارد به شرح ذیل اشاره می کند: ١- دانش فراوانی واژه در زبان، و دانش در خصوص میزان احتمال مواجه شدن با آن واژه در موقعیت های متفاوت ٢- دانش گونه های کاربردی واژه، یعنی دانستن محدودیت های کاربرد واژه بر اساس عملکرها و موقعیت های گوناگون ١ Register ٣- دانش باهم آیی کلمات ١، هم از لحاظ معنایی و هم از لحاظ نحوی: یعنی دانستن رفتار نحوی و همچنین اطلاع از جایگاه واژه در بین دیگر واژهها ٤- دانش ساخت واژی: یعنی دانستن صورت زیرساختی واژه و مشتقاتی که می توان از آن ساخت ٥- دانش معنی شناسی : دانستن این که واژه به چه معناست یا بر چه چیزهایی دلالت دارد ٦- دانش چند معانی : یعنی دانستن معانی مختلف در رابطه با واژه ٧- دانش دربارهی معادل واژه در زبان مادری این فرضیات اغلب به منزله چارچوب کلی دانش واژگانی در نظر گرفته می شود، اگرچه همانطور که مرا (١٩٩٦) خاطر نشان می سازد به آن اندازهای که در نگاه اول به نظر می رسد، جامع نیستند. بر طبق این یافته می توان ادعا کرد که در تدریس و فراگیری ١ Post Hoc Analysis واژگان زبان انگلیسی ، آموزش فعالیت -محور از دو شیوه ی کلامی و بصری موثرتر بوده است ."


برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.