«امیری» یا منظومه «امیر و گوهر » براساس نسخه خطی نویافته محفوظ در کتابخانه ملی ایران - پایگاه مجلات تخصصی نورSkip to main content
فهرست مقالات

«امیری» یا منظومه «امیر و گوهر » براساس نسخه خطی نویافته محفوظ در کتابخانه ملی ایران

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (28 صفحه - از 109 تا 136)

«اﻣﯿﺮی» ﻣﺸﻬﻮرﺗﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮ و آواز، و «اﻣﯿﺮ» ﺑﻠﻨﺪﭘﺎﯾﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﺷﺎﻋﺮ ادب ﻣﺎزﻧﺪراﻧﯽ اﺳـﺖ ﮐـﻪ اﺷﻌﺎرش ﻓﺮاﺗﺮ از ﮔﺴﺘﺮة اﺳﺘﺎن ﻣﺎزﻧﺪران رﻓﺘﻪ اﺳﺖ. رواج اﺷـﻌﺎر اﻣﯿـﺮی در ﻣﯿـﺎن ﻣـﺮدم، رواﯾﯽ و ﺳﯿﻨﻪﺑﻪﺳﯿﻨﻪ اﺳﺖ، اﻣﺎ اﺑﯿﺎﺗﯽ از آن در ﺣﻮاﺷﯽ ﮐﺘﺎﺑﻬﺎ و ﺟﻨﮕﻬﺎ و ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻧﯿﺰ در دﺳﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻔﺼﻞ ﺗﺮﯾﻦ آن ﺑﺎ ﻧﺎم ﮐﻨﺰاﻻﺳﺮار ﻣﺎزﻧـﺪراﻧﯽ در دو ﺟﻠـﺪ در ﺳـﺎﻟﻬﺎی 1277 و 1283ق ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻣﺪﺗﯽ ﭘﺲ از اﯾﻦ ﺗﺎرﯾﺦ، ﺗﻼش ﻓﺮاواﻧﯽ ﺑﺮای دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻣﯿﺮاث ﻣﮑﺘﻮب «اﻣﯿﺮ» ﺻﻮرت ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺣﺎﺻﻞ آن ﯾﮏ ﺟﺎﻧﻮﯾﺴﯽ و ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻧـﺎﻣﮕﻮی ﻣﮑﺘﻮﺑــﺎت ﻣﻨﺴــﻮب ﺑــﻪ اﻣﯿــﺮ، ﭼــﺎپ «دﯾــﻮان اﻣﯿﺮﭘــﺎزواری» از روی ﻧﺴــﺨﮥ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧــﮥ داﯾﺮة اﻟﻤﻌﺎرف ﺑﺰرگ اﺳﻼﻣﯽ و «ﮐﻬﻦ ﺗﺮﯾﻦ اﻣﯿﺮﯾﻬـﺎی ﻣﺎزﻧـﺪران » از روی ﻧﺴـﺨﮥ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧـﮥ ﻣﺠﻠﺲ و ﭼﺎپ ﺗﮏﺑﯿﺘﻬﺎﯾﯽ از آن در ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻣﻘﺎﻻت ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻧﺴـﺨﮥ ﺧﻄﯽ ﻧﻮﯾﺎﻓﺘﮥ «اﻣﯿﺮی» ﯾﺎ ﻣﻨﻈﻮﻣﮥ «اﻣﯿﺮ و ﮔﻮﻫﺮ»در ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﮥ ﻣﻠﯽ اﯾﺮان، ﮔـﺎﻣﯽ دﯾﮕـﺮ در ﺟﻬﺖ ﺷﻨﺎﺧﺖ اﻣﯿﺮ، اﻣﯿﺮی، ﻣﯿﺮاث ﻣﮑﺘﻮب اﻣﯿﺮ و ادب ﻣﺎزﻧﺪراﻧﯽ اﺳﺖ.

خلاصه ماشینی:

"] امیر این قدر رفت تا اینکه خود را به آقای متقیان جناب علی ابن ابـیطالـب (ع ) رسانید و عنان دلدل را گرفت حضرت فرمود ای امیر از من گفتـار مـیخـواهی یـا کردار، امیر برگشت گفت گفتار، حضرت فرمود چشم برهم نه و دهن خود را باز کن امیر دهن را باز کرد حضرت لعاب دهن مبارک را به دهن امیر کرد و از نظرش غایب شد او سه دفعه این قدر گردید تا آقای خود را پیدا کرد حضرت هر سه دفعـه پرسـید ای امیر گفتار میخواهی یا کردار امیر گفت گفتار میخواهم حضرت فرمود ای امیر نظم الهــی امیــر تــن اســم رواج بــووه ت ســـرکاکل تـــلاه تـــاج بـــووه ت باغ حاصل کل مازندران خراج بووه گــوهر گــل دیــم تــن نتــاج بــووه [ترجمه : الهی! ] امیر رو کرد به چوپان و جواب چوپان را ببین چه گفت و دو کلمه از امیر بشنو نظم بهوت خر چوپان نکش اند حرف کج کـج اگر خر الاغی بار ر دوشهائی بـرو رج مــن وهمــن مــاه ٢٦ خربــز چــیم رج رج اقــا ســـوار قنبــر ون جلـــو تـــج [ترجمه : گفت : ای چوپان احمق این قدر سخن بی ربط نگو/ اگر خر و الاغی، بار بر دوش بگیر یا به قاعده سخن بگو/ من در بهمن ماه مرتب خربزه می چینم / آقا سـوار است و قنبر جلویش در حرکت است ."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.