Skip to main content
فهرست مقالات

اسلام عالم گیر می شود

مصاحبه شونده:

(2 صفحه - از 63 تا 64)

خلاصه ماشینی:

"مادرم وقتی برای من اسلام را معرفی کرد و علت مسلمان شدنش را توضیح ‌داد؛ ناخودآگاه اشک از چشمانم جاری شد و منقلب شدم و خودم را تسلیم این دین مقدس کردم و پس از گذشت شش ماه، خدا ما را به خانه‌اش دعوت کرد و ما به کعبه مشرف شدیم و من احساس کردم که خدا چه قدر ما را دوست دارد!! البته ما اول اهل سنت بودیم؛ چرا که در آن زمان تشیع گسترده نبود و ما هیچ شناختی از تشیع نداشتیم، ولی اهل سنت شناخته شده بود و برای ما که اسلام را نمی‌شناختیم مسلمان اهل سنت شدن هم کافی بود و این برای ما نسبت به کمونیست یا مسیحیت، خیلی بهتر بود ولی بازهم از نظر ما این مذهب هم کامل نبود و نمی‌توانست ما را کاملا راضی کند. خیلی حرف‌ها در آن زده شده بود؛ مثلا یک حرکتی بود به نام قمه زنی که من از آن بدم آمد و گفتم: اگر واقعا شیعه معتقد به قمه زنی است من آن را نمی‌پذیرم؛ چرا که در اسلام آمده است کسی که به بدنش ظلم کند او را لعنت می‌کنند."

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.